تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

حمله كردن محمد قاسم « 1 »

پس محمّد قاسم نام خداى عزّ و جلّ بر زبان راند . بفرمود تا حمله كردند . كافران هم (
f 92 a
) بايستادند و جنگ تيره شد ، چنان كه از زخم تيغ « 2 » شعلهاى آتش در هوا پرّان شد ، و حربه‌ها و نيزها با همديگر مىزدند تا سلاحها شكست ، و بكشتى درآمدند و با همديگر درآميختند « 3 » . [ از ] به دو « 4 » صباح كه صبح صادق شارق شده تا انصرام شام بيشتر كافران كشته شدند . راى داهر با يكهزار مرد سوار « 5 » از ابناء ملوك بماند « 6 » تا آفتاب زرد شد .

خبر مقتل داهر لعين « 7 »

باغبانان اين غرائس « 8 » و مصنفان اين نفائس از راويان چنين روايت كرده‌اند « 9 » كه داهر راى روز پنجشنبه دهم رمضان مبارك سنه ثلاث و تسعين « 10 » بحصار راور بوقت غروب آفتاب « 11 » كشته شد « 12 » . ابو الحسن روايت كرد از ابو الليث هندى كه او از پدر خود حكايت كرد كه چون لشكر اسلام حمله « 13 » كردند و بيشتر كافران « 14 » كشته شدند ، ناگاه « 15 » از دست چپ شورى و مشغله برآمد « 16 » . داهر دانست كه لشكر او « 17 » است . نعره بزد كه سوى من آئيد « 18 » ، من اينجاام .

ظاهر شدن « 19 » آواز زنان « 20 »

پس گفتند كه اى راى « 21 » ، ما زنانيم شما را ، كه بدست لشكر عرب
هامش
( 1 ) نسخه پ اين عنوان را ندارد ( 2 ) پ : تيغها ( 3 ) س : آويختند ( 4 ) ب پ س ك ندارد : بده ( 5 ) م : سواران ( 6 ) پ : نماند ( 7 ) ب : ملعون ؛ س : خبر كشته شدن داهر ( 8 ) و در جميع نسخ : عرائس ( 9 ) پ ك م : كرد ( 10 ) ب افزايد : يعنى نود و سه ( 11 ) پ ندارد : بوقت غروب آفتاب ( 12 ) پ افزايد : و بدوزخ رفت ( 13 ) م : جهد ( 14 ) ب س ك م : كافر ( 15 ) ب س ك م : تا ( 16 ) ب س : برآوردند ( 17 ) م : من ( 18 ) پ : نعره بزد : نسى من نسى يعني من اينجا ام ، گويا « نسى من نسى » شكل فاسد جمله سنسكريت « اسمى اتر » مىباشد ( 19 ) ب پ س ندارد : ظاهر شدن ( 20 ) تمام اين فصل در نسخه س : موجود نيست ( 21 ) پ س ك م : شاه