اختيار كردن محمّد قاسم مر ياران را
پس محمّد قاسم فوجى از سواران جلد اختيار كرد ، و مروان بن اشحم « 1 » يمنى و تميم (
f 91 b
) بن زيد قيسى را با دو علم بر سر ايشان « 2 » نصب كرد ، تا از پشت ايشان درآمدند . و مشركان را از آن حال معلوم نبود كه لشكر اسلام تكبير برآوردند « 3 » و كشتن به شرط و غذا برسم كردند . بعضى كافران را دل بأتباع مشغول شد و روى بگردانيدند ، و غلبه و ضجرتى ( ص 148 ) در لشكر داهر افتاد چنان كه « 4 » متردد گشتند و هراسى بديشان راه يافت .
حمله كردن لشكر عرب بر كافران « 5 »
پس محمّد قاسم نعره بزد و فرمود كه هان اى لشكر عرب حمله كنيد كه كافران دو گروه شدند « 6 » . لشكر اسلام از مقابل و ميمنه و ميسره و وراى ايشان در آمدند . محمّد قاسم ايشان را بر سر جنگ خيره « 7 » مىكرد ، كه امروز روز كوشش شماست ، تا از كافران كشته پشته شد . پس داهر سپر برداشت و بر فيل سفيد نشست ، و چهار صد نفر مرد مغرق در سلاح آهن « 8 » ، تيغها در حمائل ، و سپر آهنين « 8 » و نيم نيزها « 9 » و دستهء آهن كه هندوى آن را سيل گويند « 10 » بدست ، برين صفت برآمدند و جنگ مىكردند ، تا پوست از دستهاى ايشان بترقيد . هر بار كه فيل حمله كردى « 11 » ، داهر چكرى مدوّر داشت ، به مثل آئينه و كاردهاى تيز « 12 » هر كه نزديك فيل « 13 » آمدى آن چكرى برسم كمند بينداختى و به خود كشيدى « 14 » ، سر سوار و پياده از تن جدا كردى . و دو كنيزك كه با وى « 15 »
هامش
( 1 ) ب : اسحم
( 2 ) ب پ س : بر ايشان
( 3 ) ب س ك م : آورد
( 4 ) ب س ك م ندارد :
چنان كه
( 5 ) پ ندارد : بر كافران
( 6 ) پ : شدهاند
( 7 ) ب س : چيره
( 8 ) پ : آهنى ؛ س : آهنين
( 9 ) پ : و نيزهاى آهنى ؛ م : نيم نيزه
( 10 ) م : كه شل گويند
( 11 ) م :
مىكرد
( 12 ) م : كاردهاى ايشان تيز
( 13 ) ب پ س ك ندارد : فيل
( 14 ) ب س ك م ندارد : و به خود كشيدى
( 15 ) ب س ك م : با او