و يك كس را از شما زنده نگذارند . و چون از كافران روى بگردانيد ، جاى شما در دوزخ « 1 » و اسلاف شما را عار باشد . پس « 2 » محرز « 3 » بن ثابت (
f 87 a
) القيسى « 4 » و اويس بن قيس « 5 » را با ششهزار سوار بمقدّمه نصب كرد ، كه ازين آبگير بگذريد . از آن جوى كه در ميان داهر و لشكر اسلام بود بگذشتند پس عطاء « 6 » بن مالك القيسى و ذكوان « 7 » بن علوان « 8 » البكرى را اجازت كرد ، تا مقدمهء لشكر را يار باشند « 9 » . ايشان هم بگذشتند . پس محمّد علافى مر داهر را گفت كه اى راى « 10 » هند و سند ، اين طائفه كه در مقابل تو آمدهاند پشت لشكر و « 11 » شيران صفدراند ، و عياران جانسپار و شجاعان كارگذار « 12 » و نيك اسبه « 13 » ايشانند . اگر اين جماعت را « 14 » دفع كنند ، كار تو برآيد ، و اگر دفع نتوانى كرد تحقيق ترا منهزم گردانند ، راى تو برتر !
جنگ كردن داهر با لشكر عرب روز چهارم « 15 »
پس داهر با تمامت « 16 » لشكر براند ، و بعضى فيلان را در مقدّمهء آن روان كرد « 17 » ، و قلب را گردبگرد « 18 » خود فراهم آورد . و پيادگان سلاح دست « 19 » [ و ] تير اندازان « 20 » و [ حاملان ] شل و نيم نيزه - دستهء آهنى كه سيل « 21 » گويند - در پيش ، و تير اندازان « 20 » از دست راست ، و سلاح سواران « 22 » پر هنر « 23 » از جانب چپ . ( ص 143 ) بدين نسق و نمط جنگ « 24 » پيوستند . پس
هامش
( 1 ) پ : جاى شما دوزخ است
( 2 ) ب پ س ك : پس بفرمود
( 3 ) م : محرر
( 4 ) پ :
دمشقى
( 5 ) پ : اويس قيس
( 6 ) ب ح ك : عطار ؛ س : عطا ؛ م : عطارد
( 7 ) پ :
ذكران
( 8 ) م : الوان
( 9 ) ب : باز يافتند
( 10 ) پ س ك م : شاه
( 11 ) پ : پيش لشكر
( 12 ) ب س ك م : كارزار
( 13 ) ب س : نيك اسپ ؛ پ : اسبان نيك ؛ م : بيك اسبه
( 14 ) ب س ك م : لشكر ايشان را
( 15 ) نسخه پ اين عنوان را ندارد
( 16 ) پ :
بتمامت
( 17 ) ب س ك : مقدمه كرد ؛ م : مقدم روان كرد
( 18 ) م : گرد بر گرد
( 19 ) ب :
بسلاح و دست ؛ م : بسلاح دو دست
( 20 - 20 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست
( 21 ) م :
شل
( 22 ) كذا در جميع نسخ . بايد « سلاحشوران » باشد
( 23 ) پ : برهمنه ؛ ك م :
برهنه
( 24 ) ب س : بجنگ