تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
هيچ ملكى « 1 » از ملوك هند ايشان را دفع نتواند كرد ، و او اين مملكت را مضبوط « 2 » تواند كرد ، و دست تصرف تو از كلّ ممالك منقطع گردد . ( جواب داهر مر وزير را ) داهر گفت : اى وزير هوشيار « 3 » ، آنچه تو صواب بينى عين مصلحت تواند بود . فامّا درين وقت اتباع بديار هند فرستادن روى نمىدهد كه رعيّت متردّد شود ، و تكران و امراء دل شكسته شوند و جنگ نكنند « 4 » و متفرّق گردند « 5 » ، و مرا بدين معنى (
f 79 a
) ننگ آيد كه به كسى ديگر التجا سازم « 6 » ، و يا بر در كسى روم « 7 » ، منتظر باشم « 8 » كه فرمان هست تا در آيم « 9 » . اين عار كجا توانم برد « 10 » ؟ وزير گفت : تدبير چه دارى ، بندگان را اعلام فرمائى « 11 » كه بطريق مناصحت و مشاورت با خدّام متفق ببايد گفت « 12 » .

تدبير كردن داهر راى با وزير

راى داهر گفت : راى من چنان ( ص 129 ) اقتضاء مىكند كه با وى بحرب مقابل شوم « 13 » و مصاف دهم « 13 » و جنگ بجدّ و اجتهاد بكنم « 13 » . اگر بر ايشان قادر شوم « 13 » همه را مقهور كنم « 13 » و پادشاهئ « 14 » من استحكام پذيرد ، و اگر بنام و ننگ كشته شوم « 13 » اين خبر در كتابهاى « 15 » عرب و هند مسطور « 16 » گردد ، و از افواه بزرگان و بسمع شاهان عالم مذكور گردد كه راى « 17 » بجهة ولايت خود جان عزيز مقابل خصم فدا كرد . ( جواب دادن سمنى ) پس سمنى گفت : همه نصيحت من آنست كه ذات راى « 18 » باقى ماند ، و اين مملكت مستقيم باشد ، و الّا ما بندگان را سهل باشد بيك مشت بشت « 19 » و دمى آب و خرقه جامه بسنده است . راى رائ برتر !
هامش
( 1 ) م : ملوكى ( 2 ) پ : ضبط ( 3 ) م : هوشيار باش ( 4 ) ب : بجنگ نشوند ( 5 ) پ س م : شوند ( 6 ) ب س م : سازيم ( 7 ) ب س م : رويم ( 8 ) ب م : باشيم ( 9 ) ب : آئيم ( 10 ) م : گفت ( 11 ) ب س : اعلام ده ( 12 ) ب س : متفق باشند ( 13 ) نسخه پ در همه جاها صيغه جمع دارد ( 14 ) ب : حكومت ( 15 ) و در نسخ : كتبهاى ( 16 ) س : منظور ( 17 ) س ك م : پادشاه ( 18 ) پ س ك م : شاه ( 19 ) ك : بشت