خواندن مثال حجاج و خطبه كردن محمّد قاسم بر ياران
پس محمّد قاسم آن مثال « 1 » را بخواند و بر ياران (
f 73 b
) خطبه كرد ، و بجهة مواضع و معبره و جنگ داهر ساخته شد كه مثال ديگر رسيد :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم : از مجلس رفيع مكتوبى است به محمّد قاسم كه بعد از اطلاع دعاء معلوم باشد كه دشمنان « 2 » تو عجب در سر دارند « 3 » .
تو هراسان مباش « 4 » كه ظفر تراست . و اگر بطريق مصالحه بعهد وثيق به صلح انجامد ، و مال بخزانه دار الخلافة رساند هم رواست . و آنچه بجهة گذشتن مهران و حرب داهر اجازت خواسته بود فرموده شد تا از موضع كه خلاب و خليش « 5 » نبود و حشم را رنج ( ص 120 ) نرسد . عبره كند .
و نيز طول و عرض آب بقرب چهار فرسنگ از بالا تا نشيب بر كاغذى نقش « 6 » كند ، و ساحل و معبر آن تصوير كند ، تا بهر موضعى كه من اختيار كنم از آنجا بگذريد « 7 » ، تا زيانى بلشكريان نرسد .
محمّد قاسم موكه بسايه را بخواند و گفت كه تدبير عبره بايد كرد .
آمدن راى داهر بر لب آب مهران برابر « 8 »
حكماء هند كه ايشان داستان تصوير كردند چنين آوردهاند كه چون فرمان حجاج به محمّد قاسم رسيد و اجازت گذشتن « 9 » يافت ، از برهمنى روايت كردند كه او گفت كه من از مرداس بن هدبه تميمى « 10 » شنيدم
هامش
( 1 ) ب س ك م : مكتوب
( 2 ) ك : دشمن
( 3 ) پ ك م : دارد
( 4 ) در جميع نسخ : باش
( 5 ) م : خليج
( 6 ) م افزايد : نصب و نقش
( 7 ) ب ك : بگذرند ؛ س : بگذراند
( 8 ) پ م ندارد : برابر
( 9 ) پ : مهران گذشتن
( 10 ) ب : مداس بن هوبيه ؛ پ : مداس بن هرسيه تميمى ؛ س : مدائن بن بويه يمنى ؛ م : سداس بن صوبيه تميمى : قراءة متن قياسى است .