تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
كه عبره را شايد اختيار (
f 75 a
) كند « 1 » ، و كشتى « 2 » موجود كند ، تا ما را نقل افتد . و باشد كه اين آب مهران دشوار عبره توان كرد « 3 » و در گذشتن درمانيم ، و بيم دشمن كه در مقابل بر لب آب ايستاده‌اند « 4 » . و مرا اتفاق مىباشد كه از آنجا لشكر نتوانم گذرانيد تا جواب نبشتهء « 5 » حجاج نرسد . روزى چند مقام كرد و نبشته « 5 » مشرّح « 6 » بنوشت ، و آن مكتوب را جوابى « 7 » باعزاز و تعظيم برسيد .

رسيدن مثال حجاج يوسف بمحمّد قاسم ثقفى

اين مثال معظم و مكرّم حجاج بن يوسف بامير اجلّ محترم عماد الدين محمّد قاسم . بعد از مطالعهء تحيّة « 8 » بداند كه بجهة گذشتن مهران و محاربت راى داهر بن چچ ذكرى در قلم آورده بود . بتحقيق نصرت الهى را چشم مىدارم كه تو منصور و مظفر گردى ، و دشمن تو داهر « 9 » مقهور گردد . و چون مقابل شوند اميد از كرم الهى باشد « 10 » كه هيچ چشم زخمى از دوران افلاك « 11 » گرد شما نگردد ، زيرا كه من در خمس اوقات نماز و در محافل خلا و ملا هيچ وقتى نباشد كه بدعاء غائبانه امداد كرده نمىشود « 12 » ، تا خداى تعالى شما را بر كافران « 13 » نصرت دهد « 14 » و آن دشمنان منهزم و مقهور گردند ، و حكمى كه در ازل مقدّر است از وراى حجاب مراد ظاهر گردد و چنان شود كه مىبايد و شايد « 15 » ، از آنچه پيوسته بتضرّع و زارى بدرگاه حق تعالى مىگويم (
f 75 b
) : خداوندا ، تو آن پادشاهى « 16 » كه جز تو خدائى « 17 » ديگر نيست ، لشكر اسلام را تمكّنى و قوّتى فوق الحال بخشى ، و موعد و نصرت دهى ! و توقع از كرم الهى مىباشد كه با حصول مراد بما
هامش
( 1 ) ب م : كنند ( 2 ) پ : كشتيها ( 3 ) س : بدشوار عبره دهد ( 4 ) س : است ( 5 ) پ س : نوشته ( 6 ) پ : بشرح ( 7 ) پ افزايد : با صوابى ( 8 ) پ : تحية فراوان ( 9 ) پ : داهر كافر ملعون ( 10 ) پ : اميد بكرم الهى چنانست ( 11 ) پ : آسيب دوران ( 12 ) ب س ك م : بدعا مدد كرده نمىشود ( 13 ) پ : كافران نابكار ( 14 ) پ : ارزانى دهد ( 15 ) ب س ك م ندارد : و شايد ( 16 ) س : پادشاه هستى ( 17 ) س : خداوندى
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 141 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي