تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
بازرسى « 1 » ، و البته بهر نوع كه امكان « 2 » دارد از آب بگذر « 3 » . و بنصرت يزدانى ملتجى باش ، و پناه خود از رحمت او دان كه از مشيران « 4 » ( ص 118 ) معجب راى خود كفايت كند . و چون با همديگر مقابل شويد ، برضاى الهى واثق باش « 5 » و آنچه از شجاعت و شهامت شما بود بجا آريد كه فتح و نصرت و حول و قوّت معين و قرين شماست ، و مدد ملائكه و تيغ مسلمانان از جانب شما بر ايشان مسلّط است . خداى عزّ و جلّ ذات خبيث ايشان را علف تيغ « 6 » و رمح ملائكه و مسلمانان خواهد كرد . و غضب الهى بر ايشان باز « 7 » است ، كه انتقام محكم و تازيانه زشت خواهند خورد . و چون خواهى كه از آب مهران بگذرى ، ساحل معبر را امتحان كنى ، و عبره كردن جويها و آبها « 8 » مصبوط دارى . و طائفهء كه سكّان آن نواحى بر كشتيها باشند ، ايشان را بعهود وثيق مطيع و مخلص خويش گردانى ، و به حق المعرفة ايشان را « 9 » بشناسيد . آنگاه بگذريد « 10 » ، و چون آب در پس شما باشد آن طرف از « 11 » خصم ايمن باشيد تا هيچ ايذائى بشما نرسد . پس چون در بلاد و مدائن و حصنهاى او برويد « 12 » ، هيچ كس را از ايشان مجال مقاومت و حرب نتواند بود . و هرگز بشما روى نيارند « 13 » و جان عزيز خود را در تهلكه افكنند « 14 » ؛ و هر حصنى كه پناه (
f 73 a
) سازند و استظهار دانند ، چون در نظر تو آيد « 15 » خداى عزّ و جلّ فتح و نصرت دهد « 16 » كه مفتوح گردد ؛ و رعب مهابت تيغ شما در دل ايشان چنان مستولى شود كه هيچ سلاحى « 17 » كار نتواند « 18 » بست ، و شما را منصور و مظفر گرداند . و
هامش
( 1 ) در جميع نسخ : باز رسد ( 2 ) پ : در امكان ( 3 ) در جميع نسخ : بگذرد ( 4 ) اين قراءة ب است ؛ پ ك : شيران ؛ س : شتران ؛ م : شرّ آن ( 5 ) بعد ازين نسخ ب س ك م اين جمله را دارد : كه با حصول مراد بما باز رسد [ س : رسى ] و [ س : البته ] كه امكان دارد [ ب س : بوده باشد ] از آب بگذر [ س : بگذريد ] ( 6 ) پ س : تيغ خونخوار ( 7 ) م : نازل ( 8 ) پ ندارد : و آبها ( 9 ) س م ندارد : ايشان را ( 10 ) پ : بگذرى ( 11 ) م : آن ( 12 ) س م ندارد : برويد ( 13 ) ب س ك م : مگر هر كه روى بشما آرد ( 14 ) ب س : افكند ( 15 ) پ : آيند ( 16 ) پ : روزى دهد ( 17 ) س : صلاح ( 18 ) پ م : نتوان
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 142 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي