تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
و اكنون بعزّ اسلام مشرّف ( ص 114 ) گشته‌ام « 1 » ، و تعلق ما به پادشاه اسلام شد « 2 » : شرط نباشد كه پيش كافر سر فرود آرم .

تهديد داهر « 3 »

پس داهر گفت : اگر تو رسول نبودى ترا سياست فرمودمى تا ترا بعقوبت بكشتندى « 4 » . مولاى ديبلى گفت : اگر اتفاق تو « 5 » بر كشتن ماست ، عرب را زيانى « 6 » نباشد « 7 » ، و بجهة باز طلب خون ما « 8 » انصاف ستانان هستند ، بمطالبت تو كفاف « 9 » باشند .

رسالت گذاردن شامى

پس شامى زبان بگشاد كه ما رسول اميريم به تو ، و فرموده شده‌ايم « 10 » كه اين رسالت بحضور ملكان « 11 » و رانگان « 12 » او گذارى . داهر گفت : بگو ، زيرا كه رسول رسانندهء پيغام باشد ، و فرمان مخدوم خود را ادا كند . گفت : امير محمد قاسم چنان فرموده است : اختيار تراست ؛ اگر بگذرى راه تو كشاده است و منعى و زجرى نباشد ، و الّا شما راه كشاده داريد تا لشكر عرب از آب « 13 » عبره كند « 14 » و در مقابل شما آيد « 15 » .

تدبير كردن داهر با سياكر وزير « 16 »

پس داهر با سياكر وزير « 17 » مشورت كرد كه اشارت تو درين باب چيست . سياكر وزير « 17 » گفت : من راى « 18 » را كرّات و مرّات در آنچه
هامش
( 1 ) م ندارد : گشته‌ام ( 2 ) پ : واقع شد ( 3 ) س : داهر راى ( 4 ) ب س : تا ترا بكشتندى ؛ م : تا ترا بكشتند ( 5 ) ب س ك م : شما ( 6 ) ب : عذر را بر زبانى ؛ س : عذر بر اينان ( 7 ) ب س م : نخواهد بود ( 8 ) ب س ك م : من ( 9 ) س : كفايت ( 10 ) پ : شد ( 11 ) پ : بملكان ( 12 ) ك : رايگان ؛ م : راوگان ( 13 ) پ : از راه آب ( 14 ) س : عبور كند ( 15 ) ب : و در مقابل آيد با شما ( 16 ) نسخه م در همه مواضع « سيساگر » دارد ( 17 - 17 ) اين جمله در نسخهء م موجود نيست ( 18 ) پ س ك م : پادشاه
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 137 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي