تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
بيشتر جان عزيز در سر كار عصيان كردند ، و باقى بهزيمت بر بودهيه بالاتر رفتند ، و بعضى بحصار بهطلور « 1 » ميان سالوج و قندابيل « 2 » رفتند ، و از آنجا امان نامه خواستند ، از انچه با داهر مخالف بودند ، و بعضى را از ايشان بكشته « 3 » بودند ، و بدان سبب از اطاعت او روى بتافته « 4 » بودند . و رسولان در ميان كردند ، و يكهزار درم سنگ نقره مال را بر خود قرار دادند « 5 » ( ص 103 ) و گروگان « 6 » به سيوستان فرستادند .

رسيدن مثال حجاج بن يوسف بگذشتن مهران و جنگ داهر

پس محمد قاسم چون مال مقرر كرد ، مثالى بتجديد بجهة رفاهيت ايشان بفرمود ، و وداع بن حميد الأزدى و عبد القيس از آل جارود را نصب كرد ، و كار بجهة اعتماد بر ايشان اضافه « 7 » فرمود . و چون كار سيسم بپرداخت مثال حجاج برسيد كه بايد ترك مواضع ديگر گيرى و به نيرون باز آئى و تدبير عبرهء مهران كنى ، و روى بجنگ داهر « 8 » آرى ، و از ايزد عزّ و جلّ يارى « 9 » خواهى ، تا ترا ظفر و نصرت بخشد « 10 » . و چون آن فتح برآيد ، و حصارها و نواحى از كلّى و جزوى (
f 64 b
) مضبوط گردد ، هيچ نوع مانع « 11 » نباشد . محمّد قاسم چون اين مثال بخواند و بر ضمن آن وقوف يافت ، به نيرون باز آمد ، و نبشتها در قلم آورد .

رسيدن لشكر عرب باز به نيرون

پس مراحل و منازل ببريد ، و به « 12 » حصارى كه بر كوه نيرون است
هامش
( 1 ) ب : بهلطور ؛ ك : بهطور ( 2 ) ب ح : قندائيل ؛ پ ك : قندهائيل ؛ م : قندهاله ( 3 ) ب : كشته ( 4 ) ب پ : تافته ( 5 ) ب س ك م : مال بر خود مقرر كردند ( 6 ) در جميع نسخ : كردكانى ( 7 ) پ : افاضت ( 8 ) پ : داهر كافر ( 9 ) پ : نصرت ( 10 ) ب س ك م : بارزانى باشد ( 11 ) ب پ س ك : و هيچ ممنوع ؛ م : و هيچ نوع مضبوط ممنوع ( 12 ) ك : بر