تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
منزل افتاد . و در جوار او آبگيرى است كه آب آن از چشم عشاق روشنتر و مرغزار آن « 1 » از بوستان ارم خوشتر ، آنجا منزل كرد ، و اين مكتوب در قلم آورد بجانب حجاج بن يوسف .

نبشتهء « 2 » محمد قاسم بجانب حجاج بن يوسف و اعلام دادن احوالها

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم : ببارگاه رفيع مير اجلّ عالم منيع « 3 » تاج الدين پناه عجم و هند حجاج بن يوسف ازين خدمتگار محمّد قاسم : بعد از عرض داشت بندگى و خدمت باز مىنمايد كه اين مخلص با جمله امراء و حشم و خدم و جماعت جيوش و جنود مسلمانان در زمان صحت و « 4 » سلامت مىباشند ، و استقامت امور و استدامت سرور و حبور بحصول « 5 » است . و معلوم راى انور باد كه بعد از قطع بيابان ( ص 104 ) و منازل مهلك « 6 » ببلاد سند وصول « 7 » يافت ، بر لب سيحون كه آن را مهران گويند ؛ و زمينى « 8 » از ناحيه بودهيه ، در مقابل حصار راور « 9 » ، كه آب مهران بود ، فتح شد ؛ و آن حصار راور « 10 » ( كه ) در تمليك داهر راى بُوَد . بعضى كه سركشى مىكردند تحت اقتدار خود آورده شد و باقى را (
f 65 a
) نهب كرده منهزم گشتند . و چون فرمان نافذ امير حجاج برسيد و در مراجعت اشارت كرد ، بحصار كوه نيرون باز آمده شد . و اين حصار بدار الخلافت نزديكتر است . توقّع آنكه « 11 » باعانت الهى و عنايت پادشاهى « 12 » و باقبال امير معظم حصنهاى حصين كفّار فتح شود ،
هامش
( 1 ) و در نسخ : او ( 2 ) س : نوشته ( 3 ) پ : امير عالم اجل منعم ؛ م : عالم منعم ( 4 ) ب س ك م ندارد : صحت و ( 5 ) پ : بحاصل ( 6 ) پ افزايد : دور و پايان ؛ م افزايد : دور بيابان ( 7 ) ب : دخول ( 8 ) ب : زميني ؛ پ ك م : بزميني ( 9 ) قراءة مصحح است ؛ ب ح س ك : اعرور ؛ پ : مرور ؛ م : بغرور ( 10 ) بر حسب قراءة نسخه پ ؛ ب س ك م : در الور ( 11 ) ب س م : توقع است كه ( 12 ) ب : بعنايت الهى و حمايت پادشاهى