بعد از دو سه روز كه از مهم خمس و حصّهء حشم بپرداخت ، روى بحصار سيسم « 1 » آورد . و جماعة بودهيه و ملك سيوستان بمحاربة بايستادند ، محمّد قاسم خارج طائفهء كه با شحنهء سيوستان نصب فرمود ، (
f 62 b
) با باقىء حشم بمنزلى كه آن را بندهان « 2 » گويند نزول كرد بر كنار كنبه « 3 » . و سكّان حوالى آن موضع جمله كفّار بودند . چون لشكر اسلام را ديدند ، جمله متفق شدند كه شبيخون آرند ، تا « 4 » ايشان را متفرق گردانند « 5 » .
آمدن بزرگان بنزديك كاكه كوتك
بزرگان بده بنزديك كاكهء كوتك « 6 » آمدند - كه رانگان « 7 » بودهيه از نسل اواند ، و اصل ايشان « 8 » اكر از كداره كنك كه او دندوهار « 8 » گويند آمده بود - [ و ] با وى تدبير كردند ، كه ما را اتفاق مىباشد كه برين لشكر عرب شبيخون آريم . ( جواب كاكه ) كاكه گفت : اگر شما را ميسّر گردد نيكو باشد ، فامّا بدهگان « 9 » و راهبان از كتاب تنجيم ما را خبر كردهاند كه اين ناحيت بر دست لشكر اسلام فتح خواهد شد . پس بزرگى را بهيمن « 10 » نام بر سر ايشان مقدم كرد و جتان « 11 » را در فوج او فرمود ، و يكهزار مرد دلاور شمشير زن را در خيل « 12 » او فرمود ، و همه با سلاح از تيغ و سپر و رمح و شل و كتاره خود را بياراستند . چون سپاه رومى روز « 13 » از نهيب زنگى شب « 14 » هزيمت گشت ،
هامش
( 1 ) ب : سميم ؛ ك : سيم
( 2 ) س : به دهان ؛ م : نيلهان
( 3 ) ب س : كهنه ؛ ك : كنبهه
( 4 ) ب س : و
( 5 ) س : سازند
( 6 ) ب س : كاكا كوتل
( 7 ) ب ح م : رازگان
( 8 - 8 ) تمام اين جمله مشكوك است . ما قراءة نسخه م اختيار كردهايم ، الّا اينكه م اودنددهار مينويسد . بر حسب اين قراءة اسم جد اكبر رانگان بودهيه « اكر » مىشود ، و « كداره كنك » اسم ملك يا بتكده است كه او را نيز اودندوهار گويند ؛ قراآت ديگر :
ب : اكرازه كنك كه اودندوهار ؛ پ : اكر اره كنك كه اودنددهار ؛ س : اگرازه كنك اونددها ؛ ك : اكر اره كنك كه آورندودهار
( 9 ) ب س ك : بينندگان ؛ م : بهليكان
( 10 ) اين قراءة نسخه ك است ؛ ب ح : بهيسى ؛ پ : بهبين ؛ م : پهن
( 11 ) ب : چنان ؛ پ : حيطان ؛ س : جنان ؛ م : عطان
( 12 ) ب : سرخيل ؛ س : سرجند ؛ ك : در جنگ
( 13 ) ب پ : سپاه رومى ؛ س فقط : سپاه ؛ م : روز رومى
( 14 ) ك م ندارد : شب