تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

آمدن سمنى به خدمت محمّد قاسم با نزل و تحف

روز ديگر چون صبح صادق از وراى حجاب غاسق « 1 » با دواج اطلس « 2 » ظاهر شد ، سمنى با خدمتهاى وافر و تحفهاى متوافر « 3 » به خدمت محمّد قاسم آمد و تشريف رضا بپوشيد . و در حصار باز كرد و محمّد قاسم را ضيافت داد ، و غلّه با لشكريان فراخ شد « 4 » . و محمّد شحنه را درون حصار نصب « 5 » كرد ، و بجاى بتكدهء بدّه مسجدى بنا نمود « 6 » ، و بانگ نماز و امام تعيّن « 7 » فرمود . و بعد از روزى چند اتفاق عزم سيوستان كرد . و آن حصار از جانب مغربى مهران است بر سر كوه . و محمّد قاسم متوقع شد كه ولايت كلّى و جزوى بر دست لشكر اسلام فتح شود ، و چون دل از طرف سيوستان پرداخته شود ، بوقت بازگشتن تدبير عبره كرده آيد « 8 » بجانب داهر . خداى عزّ و جلّ انديشه اهل عرب را (
f 61 a
) كفايت كند « 9 » و امكان مناهضت « 10 » ( ص 98 ) ميسّر گردد .

خبر فتح سيوستان و مواضع آن و گرفتن حصار

پس چون محمّد قاسم كارهاى نيرون باتمام رسانيده ، ساخته و آماده با سمنى روى به سيوستان آورد ، و مىرفت از منزل به منزل ، تا برسيد بموضع كه آن را موج « 11 » گويند از نيرون به سى فرسنگ . آنجا « 12 » سمنى داشت كه در ميان رعايا مقدم بود . و در حصار ملكى بود « 13 » عمزادهء داهر بن چچ ، نام او بجهرا بن چندر . و پس سمنيان فراهم آمدند و بجانب بجهرا پيغام دادند كه : ما مردمان ناسكيم ، دين ما سلامتى است و مذهب ما عافيتى ؛
هامش
( 1 ) ك م : عاشق ( 2 ) م : اطلس لعل ( 3 ) م : متكاثر و متوافر ( 4 ) س : لشكر را غله فراخ شد ( 5 ) س : مقرر ( 6 ) ب پ ك م : كرد ( 7 ) ب : معين ؛ س : تعيين ( 8 ) ب س ك م : شود ( 9 ) پ : بكفايت ( 10 ) ب س : مناقهت ؛ ك م : نهضت ( 11 ) ك : بوج ؛ م : بهرج ( 12 ) ب س ك م : از آنجا ( 13 ) پ افزايد : بجهة نام ؛ م افزايد : بجهة