رسيدن جيسيه بن داهر از « 1 » نيرون
داهر جيسيه را « 2 » با چهار هزار سوار و جمازه و پيل « 3 » بتعجيل روان كرد تا به بُدَيْل « 4 » مقابل افتاد « 5 » . بديل گردان اهل « 6 » ديبل را منهزم كرده بود « 7 » . جيسيه با چهار فيل و لشكر خود با عدّت [ و ] آلت حرب آمد و جنگ پيوست . (
f 47 a
) و از وقت صباح تا انصرام رواح « 8 » ميان جانبين حرب مستقيم شد « 9 » . در عين محاربت اسب بديل از غلبهء آن سوار و فيل بد چشمى « 10 » مىكرد . بديل دستار فرود آورد و چشم اسب « 11 » به بست و حمله مىكرد « 12 » . بعد از ان « 13 » هشتاد كافر را بدوزخ فرستاد و خود شهيد شد . پس جيسيه تكرى را « 14 » نصب كرد ، و هفتاد زنجير فيل در اهتمام « 15 » او كرد و ديه بكرى « 16 » را در اقطاع او فرمود .
خبر شهيد شدن بديل
آوردهاند « 17 » كه چون خبر شهيد شدن بديل بحجاج رسيد غمگين شد و گفت : يا مؤذن هر وقت كه بانگ نماز گوئى نام بديل ( ص 77 ) در دعا بر من ياد دهى تا انتقام او بكشم . پس از ان لشكر شخصى
هامش
( 1 ) ك م ندارد : جيسيه بن داهر از ؛ نسخه پ اين عنوان را مطلقا ندارد ، اصل عنوان در نسخه ب اينطور مرقوم است : رسيدن جيسيه بن داهر به نيرون ، و مصحح حرف « به » را به حرف « از » بدل كرده است
( 2 ) اين درستى از مصحح است و الّا نسخه ب « جيسيه داهر » و نسخ پ م « جيسيه بن داهر » دارد
( 3 ) جميع نسخ درينجا كلمه « او را » زياد دارد
( 4 ) اين قرأة نسخه پ است ، و در سائر نسخ : بديبل
( 5 ) ب : مقام افتادند ؛ س : مقام افتاد
( 6 ) م : بديل گرفت آن اهل
( 7 ) پ : گردانيد
( 8 ) ب س ك م : آخر روز
( 9 ) پ س :
حرب شد
( 10 ) م : ديد خشمى
( 11 ) س : چشمهاى اسب ؛ ك : چشم او
( 12 ) ب س :
كرد
( 13 ) ب س : بعد ؛ م : بعد آن
( 14 ) م : بن سنجرتكر
( 15 ) ب م : اتمام
( 16 ) س :
مكرى
( 17 ) پ : در خبر آمدست