تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و گفت « 1 » ] : يا حجّاج يا حجّاج ( ص 75 ) أغثنى أغثنى . و آن زن از بنى يربوع « 2 » بود . « 3 » حجّاج چون اين سخن بشنيد گفت : لبيّك لبيّك « 3 » . چنين روايت كرد وسط أسعدى كه چون ديبل فتح شد آن زن را ديدم ، سپيد پوست و دراز « 4 » بود . بازرگانان ديبل آمدند و طائفهء كه از ان كشتى بگريختند بنزديك حجّاج آمدند ، و ازين حال خبر باز نمودند « 5 » كه عورات مسلمانان به ديبل موقوف « 6 » شده‌اند و فرياد مىكنند : يا حجّاج يا حجّاج أغثنى أغثنى . حجّاج چون اين سخن بشنيد ، گفت : لبيّك لبيّك . و نيز در خبر آمده است از حجاج كه چون خبر زنان مسلمانان ( را ) برسيد كه « 7 » حجاج ما را فرياد رس [ گفت گويا « 8 » ] مرا از خواب بيدار كردند « 7 » كه ما را از ظالمان و ناحفاظان فرياد رس ، كه در بند مانده‌ايم .

فرستادن حجاج رسول را بجانب داهر كافر « 9 »

پس « 10 » حجاج رسولى بجانب داهرِ چچ « 11 » فرستاد و مكتوبى بجانب محمّدِ هارون در قلم آورد ، و فرمود كه معتمدى را با اين رسول به داهرِ چچ « 12 » فرستد و بگويد تا زنان مسلمانان را مخلص كند و تحفهاى دار الخلافت باز دهد و از حال زنان « 13 » معلوم كند . پس مكتوبى « 14 » بداهر بنوشت و به خط مبارك خود « 15 » توقيع كرد ، و آن را برسول داد ، و در ضمن آن
هامش
( 1 ) جميع نسخ اينجا فقط صيغهء « گفتند » دارد ، و از ان جائى كه بعدها گويد كه « آن زن از بنى عزيز بود » بايد فرض كنيم كه جمله‌اى مانند « زنى فرياد كشيد و گفت » از ميان ساقط شده است ( 2 ) پ : عزير ( 3 - 3 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست ، و بعد ازين نسخه م دارد : و نيز در خبر آمده است از حجاج كه چون خبر زنان مسلمانان را برسيد . و اين جمله در نسخ ديگر موجود نيست و في الحقيقة با جمله سابق هيچ علاقه ندارد ( 4 ) س : بلند قامت ( 5 ) پ : و اين حال باز نمودند ( 6 ) پ : مرقوم ( 7 - 7 ) س : حجاج حجاج مىگويند و فرياد رس مىطلبند ( 8 ) پ م اينجا دارد ، يعنى ( 9 ) پ ندارد : كافر ( 10 ) س : بعد از ان ( 11 ) ب : داهر بن چچ ؛ پ : راى داهر ( 12 ) پ : داهر كافر ( 13 ) پ : و از زنان مسلمانان ( 14 ) پ : مثالي ( 15 ) ب پ ك م ندارد : خود