تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

ولايت مُجاعَة بن سِعْر بن يزيد بن حذيفه [ التميمى ]

مشاطگان اين تاريخ روايت مىكنند كه بشر « 1 » بن عيسى صاحب الخاط « 2 » حكايت كرد از برقد بن مغيره و عمرو « 3 » بن محمد التميمى كه چون حجاج مجّاعة بن سعر « 4 » را بخراسان فرستاد ، ولايت هند و قندابيل در شهور سنه خمس و ثمانين « 5 » در عهدهء حجاج شد . علافيان بگريختند پيش از رسيدن مجاعة . و مجاعه ايشان را طلب كرد تا برفتند بنزديك ملك سند داهر بن چچ « 6 » . و مجاعه را يك سال بمكران مقام افتاد و جان به حق تسليم كرد .

[ ولايت محمد بن هارون بن ذِراع النمرى ]

و چون تاريخ سنه ست و ثمانين « 7 » شد ، خلافت به وليد بن عبد الملك بن مروان رسيد . ولايت به محمد بن هارون حوالت كرد . چنين آورده‌اند مصنفان تواريخ كه چون مجاعه را عمر بانقطاع رسيد ، حجاج بن يوسف محمد بن هارون را بجانب هندوستان نصب كرد ، و مثال اوامر و نواهى « 8 » او را « 9 » مطلق گردانيد ( ص 74 ) و در تحصيل اموال ديوانى وصيّت كرد و گفت : علافيان را طلب كنى و بدانچه امكان (
f 45 b
) دارد ايشان را بدست آرى ، و انتقام سعيد بكشى . پس محمّد در اوائل سنه ست و ثمانين « 10 » يكى را از علافيان دريافت ، و بر حكم « 11 » فرمان خليفه او را بكشت ، و سر او را بجانب حجاج فرستاد ، و مكتوبى بذكر آن در خدمت حجاج در قلم آورد « 12 » ،
هامش
( 1 ) ب س ح م : بشير ( 2 ) ب : انحطاط ؛ پ : اتحاد ؛ س : الحاظ ؛ ك : نحاط ( 3 ) ب پ : عمر ( 4 ) م : سفر ( 5 ) ب افزايد : يعني هشتاد و پنج ( 6 ) پ : راى داهر ( 7 ) ب افزايد : يعنى هشتاد و شش ( 8 ) ب م : نهى ( 9 ) س : او در نواحي ( 10 ) ب افزايد : يعنى هشتاد و شش ( 11 ) پ : به حكم ( 12 ) پ : در قلم آورد ؛ س : ارسال داشت
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 88 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي