كردن ذكرش گذشت و قبلا سبز كرده بودند . نعلبكىاى سنجد و ظرفى سيب كه در اطراف كاسه بشقابهاى آب و شير و آرد و نان قرار ميدادند . كاسهاى پرآب كه در آن تخممرغ نپختهاى براى معلوم كردن لحظهى تحويل انداخته بودند . در اين اعتقاد كه دنيا روى شاخ گاو و گاو بر پشت ماهى و ماهى در دريا مىباشد و سالى يك مرتبه گاو براى خستگى در كردن دنيا را اين شاخ آن شاخ مىكند و در همين وقت مىباشد كه زمين حركت كرده تخممرغ ميان كاسه به جنبش درميآيد و تا آن روز كه كسى جنبش آن نديده بود .
ديگر تنگ يا كاسهى آب كه چند ماهى قرمز در آن انداخته بودند به اين خاطر كه جاندار در سر سفرهشان جنبوجوش بكند .
ديگر بشقاب اسفند كه رفع قضا و بلا نمايد و منقل اسفند كه در سينى تميز پر از آتش كنار سفره قرار داشته باشد .
ديگر بشقابى تخممرغ رنگ كرده كه ازدياد روزى نمايد و ديگر بشقاب رشتهپلوى شب علفه و ديگر بشقاب پنير كه مايهء كار بوده باشد و ديگر كاسهى ماست و بشقابى خرما و اگر تحويل در بعدازظهر و شب اتفاق مىافتاد كاسهى آش رشتهاى كه طبق رسوم در روز آن پخته بودند « كه گاهى اين آش رشته را احتياط كارها تا نقصانى در سررشته بدست آمدن نيفتاده باشد فرداى آن روز نيز تكرار ميكردند » . ديگر بشقابى نقل و بشقابى نبات كه شيرينكام بوده باشند و ديگر گلدان گل سنبل كه بعضى بجاى سيب به كار ميبردند ، از آنكه گفته شده
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٩٧