شأن ديده شده يكى در ميدان توپخانه و يكى در اندرون برپا مىشود ، تا زمان مظفر الدينشاه كه از فرانسوىها گرفته شده به قورخانه « 42 » سپرده مىشود .
در زمان فرانسوىها اعلام برنامهء آن وسيلهء خمپارهاى بوده كه در هوا منفجر ميشده است و اتمام آن با صداى سوتى كه در يكى از كوزههاى آن كار گذاشته شده با شعلهى چندرنگ آن به هوا ميرفته معلوم ميشده است و چون به دست وطنىها ميرسد صداى خمپاره و سوت آن يكى در اول و يكى در وسط و يكى در آخر بلند مىشود و در هر سال كه به تعداد خمپارهها و كوزهها اضافه شده ، تا آنجا كه سراپاى آتشبازى خمپارهها و سوت و سوتش كه باعث سرگردانى مردم ، كه بايد مانده يا متفرق بشوند مىشود !
بته سوزانى
اينك ديگر آفتاب رو به زوال گذارده تمام آداب و شرايط اين شب بجز يكى دو فقره به انجام رسيده وقت آن ميرسيد كه در خورشيد زردى روز كه شفق كاملا از ميان رفته مغرب برسد بتهها در صحن خانهها و درازاى كوچهها و زير گذرها در هفت كپه و خط مستقيم رديف شده يكنفر كبريت به اولين كشيده از شعلهء آن كپهء دومى و از شعله آن سومى تا آخرين را گيرانده ديگران كه در پشت كپهى اولين به قطار ايستاده منتظر پريدن از رويشان ميباشند شروع به دويدن و پريدن بكنند و با هر جهش يك بار ( زردى من از تو سرخى تو از من ) را به زبان آورند تا شعلهى بتهها فروكش نموده رو به زوال برود .
شرايط بتهافروزى
اول بتهها بايد سه كپه يا پنج كپه يا هفت كپه بوده جفت نبايد باشند و بهترين و
هامش
( 42 ) . اسلحهسازى قشون .