تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
جهيدن به وسط آتش افتاده بود به نعمت ميرسيد . اگر بته‌ى كسى سروصدا مينمود ، اگر مرد بود به كسب و كار دلخواه و اگر زن بود به اولاد ميرسيد . اگر دخترى هنگام پريدن از روى بته قاعده شده يا عذر بسته‌اش باز ميشد در همان ماه يا همان سال به شوهر ميرسيد . اگر پاى كسى به كپه‌اى خورده بته‌ها و شعله‌هايش پراكنده ميشد زندگىاش پريشان يا اين‌كه غمش به آخر ميرسيد . پس منتظر ميماندند تا آخرين شعلهء آتشها خاموش و خاكسترهايشان سرد بشود و آنگاه هركس مقدارى از خاكستر آن را برداشته حب ذغالى به آن مىافزود و در پارچه‌ى چرك لباس خود بسته به آب كنار روان رفته به آب ميداد و ميگفت ( ريختم و از غم گريختم ) در اين عقيده كه با اين عمل سردى و خمود و جمود و سياهى و غم از زندگى خود دور مىكند .

كوزه و گوشت‌كوب

ديگر از اعمال شب چهارشنبه‌سورى بدور انداختن گوشت‌كوب كهنه يا نجس كردن آن بوسيله كثافت مستراح پيش از بته‌سوزى بود كه ديگر استعمال آن ننمايند و به دور انداختن كوزهء كهنه بعد از بته‌سوزى با شرايط زير كه اسم شيطان و پسرش الخناس را بر آن بنويسند و خاك جاروى اطاق و در حياط را در آن ريخته از لب بام به كوچه انداخته بگويند « دور كردم و دور كردم چشم دشمنو كور كردم » يا وزنه‌ى بند رخت نموده با سر طناب آن از ديوار طرف كوچه آويزان بكنند و كوزه‌ى نووشان را كه از ميدان ارك و يا از كوزه‌فروشهاى دوره‌گرد كه بار الاغ كرده ( آى سال نو ، كوزه‌ى نو ) داد ميزدند خريده بودند ، گلاب گردانده و آب كرده براى پاى هفت‌سين ميگذاشتند . اگرچه اعمال گوشت‌كوب و كوزه بدور انداختن و كوزه و گوشت‌كوب نو