هفت قسمت بشود تكافو مينمود .
آتشبازى باروتى
ديگر از كاسبىها و بازىهاى در شب چهارشنبهسورى ترقهفروشى و بازى اطفال و بعضى بزرگسالان بود كه وسيلهء آتشبازىهاى باروتى انجام ميگرفت و شامل بود بر ( ترقّه ) « 36 » و ( فشفشه ) « 37 » و ( كوزه ) « 38 » و قمباره ( خمپاره ) « 39 » و ( پاچهخيزك ) « 40 » كه از عصر آن به صدا و نمايش درميآمد و در آخر ( كليد ) « 41 » كه با شناخته شدن تأثير « كلرات » كه در ممزوج شدنش با زرنيخ و زير فشار قرار گرفتن توليد صداى شديد مىكند داخل بقيه شده بود .
هامش
( 36 ) . گلولهمانندى كوچك كه با به زمين كوبيدن صدا بدهد .
( 37 ) . فشفشه ، لولهمانندى از كاغذ چندلا كه وسطش مواد و رويش نخ پيچيده شده ، فتيلهاى در سر و تكه چوبى به صورت دسته در تهش قرار بدهند ، با آذرخشهاى الوان كه آتش زده با دور سر و طرفين چرخاندن با آن بازى بكنند .
( 38 ) . كوزهاى سفالين شبيه قلقلك بىدسته با گردن دراز كه از آن نيز فقط شعله و جرقههاى رنگين برميخاست .
( 39 ) . قمباره كه از خمپاره گرفته شده بود متشكل از كوزهاى مانند نوع گفته شده كه از دهانهاش آتشبازى كه چيزى شبيه فشفشه بود بيرون جهيده در هوا محترق ميگرديد ، كه هم صدا داده و هم آذرخشهاى بسيار الوان ميپراكند .
( 40 ) . پاچهخيزك چيزى شبيه فشفشهء بىدسته بود كه از تهش آتش ميجهيد و بازىاش پس از روشن كردن فتيله به زمين انداختن بود كه مارپيچ و به چپ و راست ميجهيد و چون به پا يا كفش كسى برخورد مينمود به طرف بالا ميشتافت و به پاچهء مردها و زير چادر زنها ميكشيد و بسا كه در اين صورت موجب جراحات و سوختگى شديد ميگرديد .
( 41 ) . كليد هم كه اواخر اضافه شده بود داخل كليدى « كه كليدها مجوف و از آن قفلهاى پيچى ايرانى بود » زرنيخ و كلرات مخلوط نموده ريخته كمى كاغذ و ميخى به اندازهء سوراخ -