اگرچه اين نظريه منوط به ديگر علائم صاحب اين حالت بوده چه ممكن است چنين كسى از فرط بىفكرى و جهالت و ندانمكارى و فقر و گرفتارى كه دائما سر به گريبان بوده است خميده شده باشد .
راه رفتن مستقيم با قدمهاى محكم دليل قدرت و توان و هوشمندى و كاربرى و اطمينان خاطر و اتكاء به نفس و راه رفتن شلوول چنانچه مىخواهد بيفتد يا به ديوار تكيه بكند سستى و اهمالكارى و بىارادگى و عدم انضباط و عقيده و خنگى و اينكه همواره در زندگى محتاج به كمك ديگران بوده به تنهايى قادر به انجام كارى نمىباشد و بايد دانست كه اين تكيه دادن دست و بدن كه در بحث گذشته ذكرش در مردم سليم النفس گذشت جدا مىباشد .
با پاهاى از هم بازايستادن دليل فرماندهى و قدرت و تحكم و تسلط و با پاهاى جفت ايستادن « البته در مردان » قبول اطاعت و فرمانبرى و روحيهء كارمندى و نوكرى و در آخر با قدمهاى بلند راه رفتن « البته به نسبت بلند و كوتاهى قامت » نشانه خودخواهى و جاهطلبى و كاميابى اگرچه از طريق غيرمعقول باشد و تند و كوتاه قدم برداشتن سرعت فكر و تصميم و سنگين راه رفتن منفعتطلبى و بىاعتنايى به منافع ديگران و بىحال راه رفتن سطحى و غيرعميق بودن مىباشد . با چشمان پايين انداخته راه رفتن سر به گريبان خود بودن و در تعقيب مقاصد خود به مدد خويش بودن و عدم توجه به كمك و يارى ديگران و به اين سو و آن سو چشم دوختن و راه رفتن كمدانشى و بىاطلاعى و بىهدفى و دلالت بر اينكه عقب سرگرمى و مشغوليات مىگردد و هراسان نگريستن و مدام نگاه از طرفى به طرفى داشتن از چيز و كس و معاقبى ترسيدن و خلافكارى و خيانتپيشگى و اينكه در هر صورت از واقعهاى هراسناك مىباشد .
محكم و مصمم راه رفتن اراده و تصميم و داشتن مقصد و دال بر هدف معين مىباشد و با پاشنه راه رفتن به اجرا درآوردن مقاصد با صبر و متانت و فراموش نكردن و منصرف نشدن از خواستهها و مسطح راه رفتن كه تمام سطح كفش به روى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 618
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٦١٨