تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
زمين قرار گيرد قناعت و خست و حوصله و بردبارى و اگر ته كفش يكنواخت ساييده شده ، حتى پاشنه و پنجهء آن زيادتر ساييده نشده باشد تنگ‌چشمى و صرفه‌جويى نزديك به لئامت و نان‌كورى و فرار از مهمان و حسابگرى و اينكه جزيىترين مخارج و مصارف را ملاحظه مىنمايد . سر جلو داشتن و راه‌رفتن و چشم به اطراف دواندن كنجكاوى و فضولى و ميل سر از كار مردم درآوردن و خود را نخود هر آشى كردن و بىشخصيتى و سبكى و اگر با گوش بزرگ و گردن‌كلفت كوتاه و بينى برجسته نيز باشد اجتناب از او اولى بر همه چيز بوده وجودى مهمل خطرناك مىباشد . با ملايمت و تأنّى راه رفتن و ملايمت در كارها و صبورى و عدم تعجيل و تند و ريز و كوتاه قدم برداشتن خودنمايى و تظاهر و جلفى و زن‌خويى و عجله و شتاب در رسيدن به مقاصد اگرچه به وسيله امور خلاف بوده باشد و تنه زدن در راه رفتن ، نفهمى و حيوان‌صفتى و برعكس آنها كه در راه رفتن ملاحظه ديگران نموده سعى در نيكو راه رفتن داشته و اينكه به كسى اصابت نكرده مزاحم ديگران نشوند ادب ذاتى و تربيت خانوادگى و انسانيت و بىآزارى درونى ايشان را رسانده و اينكه در دوستى و معاشرت مطبوع مىباشند .

زيبايى و رنگ

درباره زيبايى و زشتى بايد دانست كه صورت بهترين تابلو و نمودار خوبى و بدى افراد مىباشد . از آنجا كه نقصان تن كه البته در اينجا مقصود از تن درون مىباشد سبب نقصان حسن و پيدا شدن قبح و زشتى و زيبايى درون باعث زيبايى صورت مىباشد و لازم به براهين محكمه نبوده مسلم است زيبايى صورت برانگيزاننده توصيف ديگران و شنيدن اوصاف هركس موجب بشاشت و صفاى چهره و خلاف آن باعث عبوسى قيافه و فساد و اخلاق مىگردد . از همين جهت هم بوده كه علما متوجه چهره و صورت افراد در شناختن درونىهاى ايشان گرديده‌اند ، از آنجا كه هر