و بىنظرى و سلامت طبع و خوى و سخاوت و حسنخلق و علو همت و اعانت به مردمان و كمك به زيردستان و درماندگان و شرافت روح و اينكه چنين كسى در معاملات و معاشرات و همسرى و رفاقت از دلپسندترين افراد بوده همچنين داراى صفات راهنمايى و امر به معروف و نهى از منكر و راستگوئى و محبت و مودت و فراخدستى و فراخچشمى و اصلاحطلبى و خيرخواهى و خوشطبعى و خوشرويى و اينكه از اين كس جز خير و صلاح نمىآيد و وجودى است كه به خوبىها نزديك و از شرور بدور مىباشد .
علاقه به رنگ و لباس زرد دليل بر سرعت غضب و قوت شهوت و تسلط و عقل و غلبه و از سويى محبت و لطافت و شهرتطلبى و شوق مال و ميل رياست و همچنين دليل بر روستازادگى و كوهنشينى و اينكه چنين كسى در هر حالت و مقام اصالت شهرنشينى و اشرافزادگى نداشته ولى بر آن مستعد مىباشد و همچنين دنياطلبى و عقباطلبى با هم و شوق دامدارى و اينكه خود را در هر صورت به بزرگى و مقام مىرساند .
علاقه به رنگهاى تند درهم و البسهء رنگين كه هر قسمت بدن و لباس ملوّن به رنگى باشد علامت حسنخلق و خوشطبعى و خندهرويى و مزاح و مضحكه و مسخرگى و دلقكى و هنرپيشگى و رقاصى و شهوتپرستى و رغبت زياد به همبسترى و خوشگذرانى و هردم خيالى و بوالهوسى و عشق به پرنده و همچنين كماعتنايى به قول و قرار و عادت به حرف زياد و قسم دروغ و زنصفتى و در زن جلفى و سبكى و كمعفافى و بو الهوسى .
علاقه به رنگ و لباس قهوهاى نشانه وقار و فطانت و ذكاوت و انديشمندى و عطوفت و رأفت و سرّ نگهدارى و اخلاق پسنديده و رعايت حقوق ديگران و حقشناسى و اعتدال و تعمق و افكار بديع و دوربينى و علم و اطلاع و خلوتگزينى و فرار از مردم حاهل شوق مجالست با فضلا و اهل علم و عشق مطالعه و كتاب و قلم و شوق شاعرى و نويسندگى و رفيق دوستى و خانوادهپرستى و بىآزارى ،
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 621
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٦٢١