تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
حالت و علامت كه در باطن افراد ظاهر مىشود منعكس روى و چهرهء آنها مىگردد به اين دليل كه در هر حالت از احوال از خشم و ترس و شادى و اندوه و خجالت و بىحيايى رنگ چهره به‌گونه‌اى مخصوص مىگردد و از همين ظهور رنگ چهره است كه نهانىهاى حالات افراد معلوم مىشود و همين اثرات بوده كه علما را تجربه آموخته بگويند كه حاجات خود را به پيش مردم خوش صورت برده در حاجت‌خواهى از زشت‌چهره‌گان بپرهيزيد . پس اكنون كه معلوم شد چگونگى رنگ چهره دلالت بر چگونگى باطن مىكند بد نيست شمه‌اى نيز از رغبت اشخاص به رنگ‌ها بپردازيم : علاقه به رنگ سرخ دليل غيظ و غضب ذاتى و اينكه طالب رنگ سرخ خوددار نبوده با اندك حرف و ناپسندى غضبناك شده آماده نزاع و مجادله مىگردد و آن‌ها كه از ميان چند رنگ ، رنگ سرخ را انتخاب مىكنند و زنانى كه از الوان زيادتر به رنگ سرخ توجه مىكنند چندان قابل معاشرت و پيوستگى و زناشوئى نمىباشند . از آنجا كه خصومت و شر و فساد و تلخ‌زبانى زيادتر از مهر و لطف و نرمش و تسليم در وجودشان غلبه داشته ، غالبا مردم با حيائى نمىباشند و علاقهء آنى به رنگ سرخ كه غفلتا عارض شود دليل بر عصبانيت و غيظ و غضب درونى آنى و عصبانيت فى الحال و اينكه در باطن با خود و كس و كسانى ستيز و جدال داشته رازدارى مىكند . علاقه به رنگ سياه و البسهء سياه نشانهء غمگينى و خودخورى و غم‌خورى و عبوسى و انزواطلبى و كناره‌جوئى و دل‌گريختگى و دورى از اجتماع و بددلى و بدبينى و سرخوردگى و سر به لاكى و اينكه مصاحبت چنين كسى نيز فرحبخش و دل‌انگيز نمىباشد . همچنين فكر و وهم و حيرت و خيالات و غمگينى و عزلت و حيله‌گرى و دلتنگى و ترس از فقر و تنهائى و همچنين بخل و حسادت و تنگ‌نظرى و اينكه از چنين كسى خير چندان نمىباشد . علاقه به رنگ و لباس سفيد نشانهء بزرگى و خوش‌نفسى و نيك‌نفسى و پاك‌طينتى