تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
شاعرى و رقص و آكترى و عمليات آكربات و بندبازى و از اين قبيل بوده و پاى متوسط اعتدال در روحيه و رفتار و زندگى و اينكه در هر كار صاحب لياقت و كاردانى بوده در هر حرفه به زودى صاحب مهارت مىگردد . پاى بىجنب‌وجوش كه در نشستن و خوابيدن مثال پاى مرده بىحركت است نشانهء آرامش روح و سستى و بىفكرى و خرفى و عدم هيجان و خونسردى و اينكه صاحب چنين پا به سختى دچار دگرگونى احوال و دستپاچگى و اضطراب مىگردد و از سويى نيز بدشوارى موفق به فراگيرى مىشود و پايى كه مدام جنبيده حتى هنگام خواب بىحركت نبوده پنجه‌هايش تكان مىخورد نشانهء عصبانيت و فكر زياد و روح و هيجان و عجله در انجام كارها و زرنگى و لياقت و تسلط و تفوق او بر ديگران بوده پيشرفتش در جميع امور مسلم مىباشد و در كارها كمتر منتظر كمك و مساعدت و يارى ديگران مىشود .

راه رفتن و حركات

مستقيم و راست راه رفتن كه در اين هنگام سر نيز راست گرفته شود دليل وقار و تكبّر و هيبت و از سويى خودپسندى و از اين راست‌تر راه رفتن كه حتى هنگام حركت سر به‌طرف عقب كشيده شده باشد خودبينى و عدم توجه به شخصيت ديگران مخصوصا زيردستان دارد و كسى است كه كمتر توجه به گفتار و سخنان و عقايد ديگران داشته خود را در هر رشته و خصوص از همه‌كس برتر مىداند و چندان قابل معاشرت نمىباشد . سر نيمه‌خميده كه در راه رفتن متمايل به جلو باشد نشانه فهم و فكر و تيزبينى و مآل‌انديشى و دوربينى و راه گريز هر كار را قبل از گرفتار شدن نگريستن و نظم و قرار در كارها و صحت قول و سرخميده كه تقريبا اندك خميدگى نيز در پشت او ديده بشود كاردانى و لياقت كافى ، علاوه بر بينش و نگرش صحيح و اينكه تمام كارهاى چنين كس از روى دقت و مطالعه كافى به عمل آمده ، كمتر گرفتار مشكلات مىگردد ،