انديشمندى بسيار مخصوصا اگر نك چانه تيز و خود چانه مثلث شكل بوده باشد كه در هوش و ذكاوت و فكر و درايت خاصه اگر هم جمجمه برجسته و بالاى صورت نيز بادبادكى مثلث شكل باشد كه در راه كارهاى فكرى و قلمى استعدادش به نهايت مىباشد .
چانهء كوچك با گردى دراز جبن و ترس و گريز از كارهاى عملى و ادامهدار را معلوم مىدارد و چانهء گوشتآلود ضعف نفس و دنبالروى و اينكه صاحب چنين چانه هرگز جرئت ارائه شخصيت نمىنمايد . چانهء برجسته نشانه جنگجويى و اگر با پيشانى برجسته باشد جنگجوئى جسمانى و اگر با رشد جمجمه باشد جنگجويى مصنوعى را معلوم مىدارد كه دائم با افكار خود در ستيز مىباشد و چانهء برجسته و پيشانى برجسته و ابروى برآمده ستيزهجويى و جدال با اين و آن و تمايل به داخل شدن در منازعات و اينكه صاحب اين علائم زيادتر به كارهاى مشتزنى و شمشيربازى و اين قبيل خورده . كسى است كه بايد در گفتگوها و برخوردها از ايشان كمال ملاحظه و احتراز را به عمل آورند .
چانهء به عقب رفته يعنى چانهاى كه بهطرف حلقوم متمايل باشد عدم انرژى و ضعف قلب و عدم جرئت و توأم بودن چنين چانه با پيشانى به عقب رفته نشان بدى بسيار از بىهوشى و حماقت و كارهاى زشت ناپسند مىباشد .
چانهء نوكدار تكبر و تبختر و هوش زياد و خودپرستى و تفكر و انديشه و چانه مسطح بىنظرى در احوال ديگران و سر به گريبانى با انديشههاى خويش را مىرساند و اينكه صاحب چانه نوكدار مبتكر در كارهاى ديگران بوده و چانه مسطح استقلال فكر در جهت امور شخصى را معلوم كرده و اينكه صاحب چانه دوم تنها متكى به نفس خويش مىباشد .
چانهاى كه جلو آن پيشآمده بالاى آن به زير لب فرورفته باشد نشانهء آن است كه صاحب آن داراى خلق و خوى و افكار و انديشههاى عجيب و غريب بوده و اينكه چنين كسى هرگز مقلد خوبى نبوده بلكه مايل آن است كه ديگران از وى تقليد
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 610
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٦١٠