اطرافيان ملول و هم از بدبختيشان اندوهناك مىگردد .
بعضى مردها زن صفت و بعضى زنها مرد صفت مىباشند و تشخيص اين صفات به خوبى از حركاتشان كه طبقهء اول عادات و آداب و سبكىها و جلفىهاى زنان را داشته . دسته دوم رفتار و گفتار و كردار مردان از ايشان ظاهر مىشود مشهود مىگردد . در اين صورت زنصفتان زيادتر داراى روح و مفعوليت و رقاصى و قوادى بوده حتى در اين راه از فروش زن و فرزند و خويش امتناع نداشته در امور انسانى و حياتى و كارهاى شرفى و حيثيتى بهيچوجه قابل اعتماد نمىباشند و همچنين كه داراى طبعى خونسرد و لاابالى بوده هيچچيز موجب تغيّر و جوشش تعصبشان نشده بقول معروف سيبزمينى طبيعت مىباشند و سيه اقبال آن زن و خانواده كه مقيد شرف و عرض و ناموس و آبرو بوده با چنين افراد عقد مواصلت ببندد ، و زنان مردصفت كه از معامله و معاشرت و دادوستد با مردان ترس و ابايى نداشته ، حتى در زدوخورد مانند شيرمردان سينه سپر كرده با مردان مقابله مىكنند و باز بدبخت اينچنين زنان كه با مردان كوچكتر از خود و همسران سست و بىلياقت و بىعرضه بپيوندند . اين دسته از زنان اگرچه داراى كفايت و برندگى بسيار بوده ، داشتن شوهر و نداشتن آن در ادارهء زندگى آنها بىاثر مىباشد و هم زن خانه و هم مرد بيرون بوده مىتوانند در دو جبهه به خوبى نبرد كنند اما از جهت همسرى چندان زوجه مناسبى نبوده مهر و نرمش و اطاعت و محبت لازم و لطف زنانه را نداشته وظايف زنى نمىشناسند .
دست - مچ - پنجه - انگشت
دستها بهنوبه خود بسا نكات را به ما تفهيم مىكنند : دست بلند كه از قاعده بلندتر باشد نشانه درازدستى و تعدى و تجاوز و زيادهطلبى و در سركردگان و سلاطين و توسعهطلبى و كشورگشائى و دستهاى كوتاه ، كوتاهدستى و بىآزارى و قناعت كه اردشير درازدست و تجاوزات او را مىتوان نمونهء اول و شعر