تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨

سبزه سبز كردن

پس از آن نوبت سبز كردن سبزى ميرسيد كه به نسبت ( سنگينى - سبكى ) « 7 » دست سبزكننده از بيست روز تا ده روز به عيد مانده صورت ميگرفت و اين نيز به اين ترتيب بود كه زن خانه به تعداد جمعيت خانواده ، مشت مشت گندم يا عدس و ماش و هرچه خواسته عقيده‌شان بود بطورى كه بعد از مشت كردن و به طرف ظرف بردن چيزى از مشتش به زمين نيفتد برداشته در ظرفى سفالين ميريخت و با هر مشت نيت سلامتى و تندرستى و خوشى و خوشبختى و مال و گشايش و آنچه را كه به هريك از افراد مربوط ميگرديد كرده آب نيم گرم ريخته در جاى گرم و اگر هوا زياد سرد و جاى گرم نبود در پاى كرسى ميگذاشت و هر روز آب خورد رفته‌اش را به او مىرساند تا دانه‌ها در ظرف كجه ( نيش ) زده به سفيدى گرايد . آنگاه در دستمال ريخته سه روز نيز با رطوبت معتدل در دستمال نگاه ميداشت تا كجه‌هايش نقره‌اى شده كاملا نيش‌هايش بالا آمده باشد . سپس در دورى مسى يا بشقاب و دورى چينى و مانند آن و يا مطابق جمعيت خانه در ظروف كوچك و بزرگ پهن كرده رويش را دستمال ميكشيد و آب پاشيده روزها در معرض آفتاب و شبها در گرمترين اطاق يا مكان ميگذاشت تا سبزه‌ها رخ كشيده رو به سبزى بياورند ، آنگاه روبان قرمزى به دورش بسته پاپيون مانند گره زده با گلهاى پارچه‌اى رنگارنگ كه به اطراف روبان ميدوخت زينت كرده آماده مينمود . اگر حوصله و سليقه‌ى زيادتر داشت نخودهائى را چشم و ابرو كشيده چادر به سرشان كرده ، گلهاى پارچه‌اى ديگرى نيز ساخته جمله را بر سر چوب جارو كرده در ميان سبزه‌ها قرار ميداد و سبزه‌ى تره‌تيزك ، كه بذر تره‌تيزك را در آب خيسانده چون لعاب پيدا كرده چسبندگى بهم مىرساند پشت كوزه يا قلقلك
هامش
( 7 ) . كسى كه سبزه‌اش زود سبز ميشد سبك‌دست و اگر دير سبز ميشد سنگين‌دست ميگفتند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 58 | جعفر شهرى باف