داده بشوند و با همين خانهتكانىهاى عيد هم بود كه اشياء زايد يك ساله بيرون ريخته شده دلها به دريا زده شده حلبى زنگزدهها و شكسته قراضههاى طول زمان ، مانند آفتابه حلبى سماور حلبىها كه بيش از قيمت خود پول لحيمكارى برده بود و چراغ موشىهاى نشتى كه به كلفتى خود به اطرافشان قرهقروت چسبيده و به داخلشان گچ ريخته شده بود و شيشه پيلههاى شكستهى بىمصرف مانند كاسه پيالههاى تركخورده و لبپريده كه تا اين هنگام دل به طرد و دور افكندنشان راضى نميگرديد به بيرون افكنده شده يا براى فروش به دورهگردها كنار گذاشته ميشدند .
خانهتكانى شامل بود بر فرشتكانى ، از گليم و قالى و نمد و حصير كه كوچك و بزرگ يكايك ميان كوچهها آمده با تكان دادن و چوب و تركه زدن تكانيده و خاكگيرى گشته به حياطها برگردانده شده ، جارو خورده ، كهنهى تر كشيده شده كنار ميرفتند و شستشوى پردهها ، روفرشىها « 5 » ، چادرشبها ، روتشكىها ، رويهپشتىها ، ملحفهها ، رويهمتكاها ، رويهبالشها ، كليه البسه از زيرورو ، همچنين دادن مسها براى سفيد كردن به سفيدگرى . سابيدن ظروف برنجى و ورشوى مانند سماور ، سينى ، زيراستكانى ، جام ، انگاره ، با گرد آجر و شستگرداندن و گل انداختن به آنها ، و ليف و صابونى كردن ظروف نقره و در صورت سياهشدگى دادن آنها به آبكار ، و گلمالى و خاكسترمالى ظروف دم دستى مانند ديگ و ديگور و كماجدان و نظافت بلورآلات و چينىآلات و شستن درها و شيشهها و جاروكشى اطاقها و صندوقخانهها و تار عنكبوتگيرى و گردگيرى و دودهگيرى ديوارها و كنج و گوشهها و سقفهاى گچى با جارو نرمهها « 6 » كه بر سر چوبها ميكردند و تميز كردن هر خرد و بزرگ با
هامش
( 5 ) . كتانهاى راهراهى را كه جهت نظافت و حفاظت فرشها از رنگرفتگى بر روى آنها ميكشيدند .
( 6 ) . جاروئى از نوع علفى نرم كركدار كه پهلوى هم چيده شده ته آنها بافته شده مانند دسته گل بسته و نخبندى شده براى ظريفكارى به مصرف ميآمد و اكثر دكانهاى زرگرى و روى كاشىها را با آن جارو ميزدند .