مىگيرند به سختى دچار پريشانحالى و شكست مىشوند ، همچنين اندوه و غم و بدحالى را بشدت بد داشته از اشخاص جدى عبوس گريزان و كمتر به دوستى با اين گروه روى خوش نشان داده عاشق چهرههاى شادمان مىباشند .
دنيا و عقبا برايشان در يك وزن بوده از هردو بنحو احسن استفاده مىكنند و همچنين كه كارهاى بدنى و ذوقى را با هم انجام مىدهند ، هرگز به يك كار و دو كار و يك شغل و دو شغل قناعت نكرده چند كار را با هم شروع كرده دنبال مىكنند و غالبا هم موفق شده اقدامات را كامياب مىشوند .
اين افراد چون نرمش و مدارا و دوستى و محبت زيادتر از ماديات در نظرشان محترم است كارهاى فروشندگى و مشاغلى كه سروكار با سخن و گفتگو با مردم داشته باشد را نيكتر موفق مىشوند . اگرچه در امور تجارتى و صنعتى و هنرى و مديريت نيز كم لياقت نبوده كفايت خود را به خوبى نشان دادهاند . افرادى هستند مردمدار ، شفيق ، خوشبرخورد ، ديرجوش ، اما باوفا . در عشق ثابتقدم و صديق ، گريزان از كجى و نادرستى ، فعال ، هوشمند ، در ضمن درويشصفتى ، مآلانديش و عاقبتبين ، در كارها كمى عجول و شتابزده و چون مىخواهند هركار را زود بسامان برسانند ، گهگاه دچار اشتباه شده اما به زودى جبران مىكنند و اين افراد چنانند كه چون كسى را در عشق و دوستى دلخواه خود نگرند تا پاى جان در راهشان ايستاده و همچنين ساعى در بهبود و ادامهء عشق و محبت و مواظب حركات و سكنات خويش و اينكه نسبت بدوستان مخصوصا معشوق و همسر و رفيق كارى كه موجب كدورت گردد نكرده حتى اندك رنجش را سبب نبوده باشند .
لذا تعريف اين دسته نيز اين گونه خلاصه مىشود ، بهترين خلقتها كه اعتدال داشته ماده و معنا و دنيا و عقبا را با هم در نظر مىگيرند ، فعال ، خوبكردار ، قابل دوستى و معاشرت ، قابل انعطاف ، ميانهرو ، درويشصفت ، بىپيرايه ، خوشطبع ، خوشخو ، اجتماعى ، به اصطلاح معروف همهكاره ، متوسط ميان واقعيات و خرافه .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 575
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٧٥