خوانندگان و خودفروشان و عطاران و بزازان و زنان و اهل فسق و فجور و جاهلان و كودكان و فروشندگان اجناس زنانه جمله نيكو باشد و غله خوب و حال سلطان ميانه و مردم راغب به عيش و سرور و طرب و معاشقه و لهو و لعب گردند و تابستان گرم و زمستان سرد كشنده و بيمارى بسيار و فحشا و بيغيرتى زياد باشد و اوقات مردم به بطالت و بيهوده گذرد .
عيد نوروز
پس با قبول پيشبينىهاى فوق مردم به استقبال تحويل ( حمل ) و عيد نوروز ميرفتند ، با آداب و رسوم و سننى كه لازم مىكند براى نشان دادنشان به عقب بازگشته از برج اسفند شروع بكنيم .
كارهاى عيد
از ورود برج اسفند يعنى ماه حوت بود كه كمكم انديشهى عيد نوروز در دلهاى اغنيا و غم و غصّه آن به خاطر فقرا نشسته جنب و جوش دادوستد در بازارها و دكاكين ظاهر گشته ، مردم به تهيهء وسايل عيد برميخاستند و مقدم بر همه رخت و لباس دوخته ندوخته براى خود و اطفال بود كه دغدغه و وقت زيادتر ميطلبيد .
البسهء عيد اطفال غالبا از رنگهاى زندهى سبز و سرخ و زرد و آبى تهيه ميشد كه نشاط داشته باشد و بعد از آن نوبت كفش و كلاه و احيانا جوراب « 1 » ميرسيد
هامش
( 1 ) . بندرت كسى جوراب پا ميكرد و به پاى اطفال ميپوشانيد . مگر جوراب پشمى دستباف كه در زمستانها به كار مىآمد . بايد گفت كه جوراب از عهد ناصر الدينشاه در ايران رواج يافت كه ابتدا براى زنان دربارى و سوگلىهاى حرم شاه آورده شد و كمكم به طبقات پائين و -