اندك باشد و فتنهها و آشوبها و شورشها و طغيانهاى زياد باشد و گرما و مرگ مير و بيمارى و دروغ و خيانت و حيله و خدعه و جاسوسى و ستم زياد گردد و كهتران با مهتران و زيردستان با زبردستان به خصومت و ناهموارى آيند و فرزندان با پدران و مادران جفا كنند و از جانب مشرق بزرگ صاحبنامى تلف شود و بارانهاى بىموسم ببارد و خرابىهاى زياد ببار آيد و كشت كار خشك و تباه گردد و حال فقها نيكو بود .
اگر اول نوروز چهارشنبه باشد : خداوند آن سال ستارهى ( عطارد ) باشد .
دلالت كند كه در آن سال فتنه و آشوب زياد باشد و ارسال مراسلات خصمانه و اعزام رسول و رسل تهديدآميز بسيار افتد و نرخها گران ، اما جو و گندم و ارزن و ماش و باقلا و عدس و برنج و كنجد بسيار تحصيل شود و درد و انديشه و وهم و بيمارى زياد باشد و دردسينه و گلو فراوان شود و بلاد طبرستان را آشوب و كودكان را بدحالى باشد و احتكار و قحطى و تنگى پديد آيد و دلهاى مردم پرغم ، و تشويش و ترس و بيم طبقات زياد باشد و قراردادهاى بدعاقبت امضا شود و حال مردمان ميانهء نامطلوب گذرد .
اگر اول نوروز پنجشنبه باشد : صاحب آن سال ستارهى ( مشترى ) باشد و دليل بود بر آنكه در آن سال احوال اشراف و سادات و قضات و علما و متفكران نيكو گذرد و مردم رغبت به دين داشته باشند و حال زنان و زيردستان خوش باشد و از دانشمندان به مقامات رسند و احوال رنگفروشان و جواهريان و طلاگران نيكو باشد و مذاكرات صلحانه و مفيد شود و ميل مردم به تجمل و زينتگرى و ظاهرآرائى باشد و حال كوهسارنشينان نيكوى و پنبه و كتان خوب و نرخها ارزان و نعمت بسيار و حال سلاطين به قوت باشد و زمستان از برف و سرما ميانه و تابستان بارانهاى بجا بارد .
اگر اول نوروز جمعه باشد : خداوند آن سال ستارهء ( زهره ) حال علما و عباد و قضات و فضلا نيكو بود و حال سلاطين ميانه و احوال مطربان و خودجنبانان و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٣