ميان مردم رواج شود و نيشكر را آفت رسد و در فارس مرگ و آبله بسيار باشد و در روم گوسفندان را آفت رسد و آخر سال نرخها گران گردد و ميان مردان و زنان ناسازگارى افتد و عشقبازى و مهر و مودت اندك گردد و حال كوهنشينان و محصول پنبه نيكو بود .
اگر اول نوروز به يكشنبه افتد : صاحب آن سال ستاره ( شمس ) باشد . كار پادشاهان و بزرگان نيكو باشد و فراخى نعمت و ارزانى بود اما سباع و دزد بسيار شود و باران و تگرگ بسيار بارد و غله و ميوه فراوان باشد و مردمان را از يكدگر خير و منفعت رسد و تابستان آن گرم و زمستانش معتدل باشد و رغبت مردم به علم و دانش و تعليم و تربيت زياد گردد و حال معلمان و استادان خوش شود و روئيدنىها بثمر رسند و كار ديم و ديمكاران نيكو بود و بزرگان و دولتمندان را خوش گذرد و غرور و كبر و مناعت در ميان فقرا زياد گردد و كارهاى بزرگ انجام شود و امرى غريب در عالم بظهور رسد و طاغى و ياغى اندك باشند و حال سلطان و رعايا نيكو باشد .
اگر اول نوروز به روز دوشنبه افتد . خداوند آن سال ( قمر ) باشد حال زنان و ملوكان نيكو گذرد و حال عامه ميانه بود و مردمان را كارها با منفعت باشد و فراوانى آب و نعمت و سيل و طغيان رودخانهها باشد و حرب و جدال و فتنه و آشوب و آشفتگى باشد و تابستان سرد و پرنم و باران باشد و زمستان سخت شود و سرماى بىوقت در پائيز رسد و باد و طوفان زياد باشد و درد و بيمارى و امراض بلغمى و رنج سينه و شكم زياد گردد و حشرات زياد شوند و بيمارى زنان و كودكان بسيار و پنبه نيكو و غرق سفاين و كشتىها باشد .
اگر اول نوروز به روز سهشنبه افتد : صاحب آن سال ستارهى ( مريخ ) باشد و دلالت كند كه حال سلاطين پريشان باشد و حرب و جدال و خونريزى و كشتار بسيار و بلكه همهجانبه گردد و كارهاى پادشاهان بسته و غير قابل حل افتد و دلهاى ايشان پرغم باشد و نرخ حيوانات گران گردد و مردم را دخل و منفعت
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٢