درشكهاى كه بچهاى به پشتش سوار شده است . يكى از عيشهاى بچهها كه تا درشكهچى غفلت مينمود به پشت درشكهاش پريده و عيششان زمانى تكميل مىگرديد كه درشكهچى متوجه شده با قنوت ( شلاقى از زه تابيده و سر گره خورده كه به تركه محكمى مثل تركهء آلبالو وصل شده بود ) كه بطرفش حواله مينمود حالش را جاآورده ، طناب مانند پشت و پهلويش را بالا ميآورد .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٠٤