گذارده ، و براى مستاجر تا برترى و مالكيت مالك را رعايت داشته تمنا توقعات بى جا و خواهش تقاضاهاى بى مورد نداشته باشد و وى را در خانه كدخدا و بزرگتر و كلانترى بداند كه بايد تكاليف و دستورات او را اطاعت نمايد و از اين لحاظ نظام و قوانينى حكمفرما بود كه بدان گردن نهاده آن را مطمح نظر ميداشتند .
هركس در خانه از صاحبخانه و مستاجر براى در زدن و ورود به خانه نشانهاى داشت كه با علامت آن تا ديگرى را معذب ننمايد بايد به خانه پا بگذارد ، مثلا يكى يك چكش بر در بنوازد و ديگرى دو چكش و آن يك دو چكش بىفاصله و آندگرى دو چكش فاصلهدار و زنها كه چكش مخصوص خود يعنى حلقه در « 10 » را بايد بصدا درآورند و از كوبهء مردها استفاده ننمايند و فايده اين قرارداد آنكه تا هر كوبندهء در آشناى خويش را براى گشودن بكشاند و ديگرى را در زحمت نيندازد و ديگر گفتن ( يا الله ) و يا اللههاى پيوسته و سرفه و تنحنح مانند آن تا زنها شخص وارد را شناخته بيگانگان سروبر خويش را پوشانيده يا از چشمانداز او خود را كنار بكشانند .
ديگر جاروى حياط و دالان و هشتى و بيرون در خانه و آبپاشى آن و نظافت مطبخ و مبال كه ميان همگان تقسيم شده بنوبت بايد بانجام رسانند و رختشوئى كه بايد در روزهاى معين و مخصوصا در آخر آبها كه بعد از آب نو انداختن ديگر آب حوض را آلوده نسازند اقدام ننمايند و ( تبصره ) در توجه به ناموس ، اينكه هرگز البسه زن مخصوصا لباس و پوشش زير در معرض ديد مرد اگرچه شوهر و پسر و محرم او بوده باشد قرار نگرفته اين گونه ملبوس را در نقطهاى دور از چشمانداز ايشان خشك نمايند .
هامش
( 10 ) . لنگه در طرف راست خانهها كوبه يعنى چكش و لنگهء طرف چپ حلقه داشت كه اولى مخصوص مردها و دومى زنها از آن استفاده ميكردند و اين براى آن بود كه اشتباها زن غير در را به روى مرد بيگانه و مرد نامحرم در را به روى زن نامحرم نگشايد .