هزار متر مكعب يخ ميگرفت آكنده از يخ گشته درش مهر بشود ، تا تابستان كه گارىها و الاغىهاى يخى آمده بطور كشمن يعنى خروارى خريده به طرف شهر و براى فروش حمل بكنند . فصل گرفتن يخ از اول ماه قوس ( آذر ) تا اواسط بهمن بود كه از آنپس ديگر يخ به هم نميآمد و يخ قوس از قرصترين و پردوامترين يخها بود كه سرماى آن پشتش به زمستان و با نفوذ و برودت بسيار در آب اثر كرده بود و اين همان ماه قوس هم بود كه طهارت در آن از شهامتهاى طهارت گيرنده و از جمله كارهاى مهم بشمار ميآمد كه بعضى در وصيتنامههاى خود سى سال ، چهل سال هم طهارت قوس كه از آن ابا كرده بودند به وراث و وصى توصيه ميكردند ! با اين مثل كه ( آنقدر آدم از او ميترسد كه كون از آب چائيده ) . اين همان يخ بود كه از ابتداى بهار تا آخر تابستان مصرف بستنىسازها و فالودهسازها و خانهدارها و دكاندارها ميآمد كه تميزترها و روشنترهايش براى برف فالوده و يخ مصرفى كاسهها و سقاخانهها و گلدارها و آلودهها و كثيفهايش خوراك بستنىسازها ميگرديد .
درباره تميزى و كثيفى آن بايد گفت آب يخچالها به غير از يخچالهاى سرآب بقيه از آب ته جويها و آب بارانها و هرزآبها تأمين ميگرديد كه از زوائد و فضول همهچيز در آنها يافت ميگرديد تا حتى مدفوع و غايط انسان و حيوان كه آب با خود آورده به ( يخچاوان ) ميكشيد و با انجماد آب به صورت يخ درآمده بدون تغيير شكل و قيافه در تابستان در اختيار مصرف كننده قرار ميگرفت ، اضافه بر رفع حاجت مردم از جهت تخليه خويش در تمام دوره سال كه يخچاوانها بهترين وسيله استفاده اهل محل واقع ميگرديد . از اينرو يخ روى آب از يخهائى بود كه خار و خاشاك و پهن و پشكل و مانند آن در آن يافت ميگرديد و يخ زير كه ممزوج با گلولاى و كهنه و كاغذ و ريگ و سنگ و مثل آن بود كه از زمين با آنها برخاسته بود و تنها يخ صحيح و نسبتا تميز كه يخ ( بلورى ) اش ميگفتند يخ وسط تاوه ( تكههاى يخ ) بود كه گرانتر خريد و فروش شده فروشنده با منت
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 478
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤٧٨