بسيار در اختيار خريدار مينهاد . يخشكن نيز آلتى بود شبيه كلنگ يكسره در ضخامت كمتر و تيغهء باريك و نوكتيز منحنى كه كوچك و بزرگ تهيه شده به نسبت به كار يخفروشهاى دورهاى و يخچالىها ميآمد . اگرچه يخهاى ( تاوه ) « 6 » اى بزرگ يخچالها را با كلنگهاى بزرگ ميشكستند .
برف چگونه بدست ميآمد ؟
يكى به صورت آنكه الاغىهاى محلى آن را از كوههاى توچال شميران در صندوقها ريخته رويشان را با گونى و جوال و جانخانى پوشانيده به شهر ميرسانيدند كه به مصرف خانههاى اعيان و رجال ميرسيد و نوع دوم كه يخهاى ميان تاوه و يخهاى تميز را پالودهفروشها روى چهارپايهاى گذارده مقابلش بر روى چهارپايه ديگر نشسته با ارّه كمانهى دو دستهاى كه مخصوص اين كار نيمدايره ساخته شده بود تراشيده به صورت برف درميآوردند .
يخ و برف غير از خاصيت خنك كننده خواص طبى متعددى نيز داشت از آنجمله كه يخ را در كاسه بر خاكشى ( خاكشير ) ماليده شكر يا سكنجبين ريخته خاكشى يخمال درست كرده قبل از ناهارها جهت دفع صفرا و خنك كردن جگر و گرمازدگى و التهاب ميخوردند و براى بند آوردن خون بينى آن را بر پيشانى و جلو سر ميماليدن و برف را كه فالوده سيب و فالوده گلابى كرده بخورد مبتلايان قلب درد و ضعف گرفتههاى از گرما ميدادند و خوردن آن را مسكن سموم و نشاننده عوارض دق و سل و سرطان ميدانستند . ( خليفه ) نانوائى « 7 » اى بود
هامش
( 6 ) . تكه يخهاى ضخيم بزرگ كه هريك يا دو تكهاش بار الاغ يا قاطر شده ، چند پارهاش گارى را پر مينمود تاوه ميگفتند .
( 7 ) . خميرگير نانوائى را خليفه ميگفتند . اگرچه هر مهمترين كارگران مشاغل را خليفه ميناميدند . مانند قليان چاقكن ( سر چاق كن ) هاى قهوهخانهها ، جامهدار حمام و مانند آن ، چه در رأس امور آن كار قرار گرفته آنها بودند كه دخل و خرج استاد را با خبرهگى خود -