خالهسوسكه رف حليمو هم بزنه ديد آقا موشه اومد تو ملاقه كه زد تو سرشو نشس كنارش به شيون زدن و زبون گرفتن .
عزيز مهربونم آقا موشه * زدى آتيش بجونم آقا موشه
چرا رفتى منو تنها گذوشتى * خودتتو ديگ منو اينجا گذوشتى
فداى آش و شوروا پختنت من * فداى رختخواب گرم كردنت من
چه شبها كه سرت پيش سرم بود * وجودت قوت بال و پرم بود
ز بعد تو ذليل و خوار و زارم * كو يه موش ديگه تا جات بذارم
و انقده شيون زد و بسرش كوبيد تا پئلوى آقا موشه چشاش افتاد به طاق . « 65 »
قصهى دوييدم و دوييدم براى بچهها
دوييدم و دوييدم . سر كويى رسيدم . دوتتا خاتونى ديدم . يكيش به من نون داد - يكيش به من آب داد . نونو خود . . م خوردم - آبو دادم به ز . . مين . زمين به من علف داد - علفو دادم به ب . . زى - بزى به من پشكل داد . پشكلو دادم به نونوا - نونوا به من آتيش داد . آتيشو دادم به زرگر - زرگر به من طلا داد . طلا رو دادم به خياط - خياط به من قبا داد . قبارو دادم به بابا - بابا به من خرما داد . خرما را دادم به ملا - ملا به من قراون داد - قراون به من ايمون داد - قراون به من ايمون داد .
قصهى - آى قصه
آى قصه قصه قصه - نون و پنير و پسسه - على خانىبك نشسسه - پير و جوونو بسسه - مردوم ز دسسش خسسه . اين درو واكن سليمون - اون درو واكن سليمون - قالىرو بكش تو ايوون . رنگ قاليش كبوده - اسم داييش محموده .
هامش
( 65 ) . آخرين حالت محتضر هنگام جان دادن .