آنها را نخ پيچيده از ميان قسمت ميكردند و جهت استحكام آن را چندين تاب به دور هم داده يك سر ضخيم فشرده و يك سر افشان بهم مىرساند كه سر ضخيمش را در دست گرفته بهترين جارو براى زمين حياط و آجر و فرش و گليم و حصير و مثل آن معلوم شده بود . دوم جاروى ( چززه ) از بوتههاى بيابان كه بر روى هم فشرده شده با نخ قند « نخى از كنف كه كلهقندها را با آن بسته عطارها جلو دكان ميآويختند » محكم بسته چندين روز در آب افكنده ، يك هفته جهت حالت گرفتن زير سنگ ميگذاشتند و بالاى فرش و فروشها و جهت گرفتن كرك قالى به كار ميبردند و يا چوبى به تهش كرده فراشها با آن صحن و شبستان مساجد را جارو ميزدند كه ( جارو فراشى ) اش ميگفتند و سوم ( جاروى نرمه ) كه از علفى نرم مومانند تهيه شده ساقههاى پهلوى هم قرار گرفتهشان بافته و لوله شده به صورت دسته گلى در ميآمد كه جهت نظافت روى كاشىهاى كف درگاهها و كف طاقچهها و رفها « طاقچههاى كوتاهى بالاى طاقچهها » به كار رفته و زيادتر به مصرف جاروى كف دكاكين زرگران و جواهرفروشها به كار ميآمد .
فرش اطاق
فرش اطاق معمولا دو كناره از قالى و گليم و نمد به عرض يك ذرع و طول سه و چهار و پنج و زيادتر ذرع و يك ( ميانه ) به عرض يك ذرع و نيم تا دو ذرع و به پهناى ميانهها و ( كناره ) ها و يك ( سرانداز ) به پهناى دو ذرع تا دو ذرع و نيم كه ميانه در وسط اطاق و كنارهها در دو طرف و سرانداز در بالاى آنها قرار ميگرفت و روفرشىاى از كتان راهراه سياه و سفيد كه جهت تميز ماندن فرش و حفظ از آفتاب بر روى آنها گسترده ميشد مگر اوقاتى كه ميهمانى رسيده جهت احترام او برچيده شده كنار مىافتاد . اين اندازه براى فرشها فايدهاش آن بود كه در هر اطاق و هر بعدى از ابعاد اطاقها مورد استفاده قرار ميگرفت مخصوصا جهت اجارهنشينان كه در هر خانه حاجتشان را روا كرده احتياج به تغيير و تعويض آنها