تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
ندارى و فقر نگرديده مثل آنكه اهالى حساسيت خاصى بر روى دادن پول براى كبريت داشتند كه اين يك خريد را زائد و بيمعنى ميدانستند به اين دليل كه آنهائى هم كه قدرت مالى و توانائى داشته شبى مبلغى پول عرق و شراب داده لوطىگرى ميكردند در آتش چپق چنان درمانده ميشدند كه گاهى چپقى را توتون كرده آماده ساخته مدتها ميان انگشتان گرفته گرد كوچه بازار گرديده شايد چشمشان به يكى كه كبريت ميكشد خورده چپق خود را با آتش او روشن بكنند ، يا در هر صورت به آتش كوره‌ى « 27 » قهوه‌خانه يا زير ديگ كله‌پز و آشى و آتش كنار ديزى نانوائىاى برخورده رفع حاجت نمايند و جهت همين عادت بود كه كمتر اتفاق ميافتاد كسى كبريتى كشيده حاجتى به آن داشته باشد و كسى بطرفش يرش نبرده سر چپق و سر سيگار خود را بطرفش دراز ننمايد . به همين خاطر يكى از ابتكارات جلب مشترى قهوه‌خانه‌ها اين بود كه ذغالهائى را پولك‌پولك مانند دو قرانى تراشيده كنار كورهء سر چاق‌كنى آتش كرده آماده داشته وسيلهء شاگردى كه اختصاص به همين كار داشت و با انبر و كفگيركى گرد قهوه‌خانه ميگرديد و آتش چپق ، آتش چپق مينمود بر سر چپق‌هاى مشتريان ميگذاشتند . بعد از ظرفشوئى و استكان نعلبكىشوئى كه البته تمام آنها در همان نهر عمومى كوچه و حوض آب همه‌كاره‌ى خانه انجام ميگرفت نوبت جاروى و نظافت اطاق و اطاقها و ترتيب دادن صندوقخانه‌ها و گردگيرى طاقچه‌ها ميرسيد .

انواع جارو ، و صورت اطاق و اثاث

ابتدا جاروى تهرانىها كه سه نوع بود . اول جاروى قزوينى كه از بيابانهاى اطراف قزوين بدست ميآمد ، از شاخه‌هاى باريك مفتول‌مانندى كه دسته شده ته
هامش
( 27 ) . آتشى از خاكه‌ذغال كه قهوه‌چىها براى گرم داشتن قورىهايشان روى بساطشان ترتيب ميدادند .