تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
چوب‌رختىاى از تخته‌ى يك ذرع و زيادتر قد و يك وجب پهنا كه شاخه چوب‌هاى تراشيده و رنديده‌ى در آنها فرورفته ، يا شاخ گوزنى كه همراه جمجمه حيوان يا بدون آن بر ديوار كوبيده شده براى آويختن عبا و قبا به كار ميآمد .

جاروكشى

صورت جاروكشى زنها به اين طريق بود كه ابتدا سر و موى خود را با دستمال بسته دستمالى ديگر جلو دهان كشيده هرآينه احتمال مرد بيگانه‌اى به خانه ميرفت چادر نماز سر ميكردند و دستك‌هاى آن را از پشت گره ميزدند و از بالاى اطاق مطابق خواب فرشها شروع به جارو زدن مينمودند و بعد از آن تا گرد و غبار آن را بيرون كنند چادر نماز كهنه يا بغچه‌اى وسط اطاق به طرف درها مانند آتش‌گردان چرخانده خاك‌وخل آن را بيرون ميكردند و سپس به گردگيرى يك‌يك اشياء و فوت‌فوت كردن آنها ميپرداختند ، كه البته جاروى اطاقهاى پذيرائى و نمايشى هفته به هفته و پانزده به پانزده و زيادتر و وقت آمدن مهمان و غريبه انجام ميگرفت و جاروى اطاقهاى نشيمن و مثل آن همه روزه و تأخيرپذير نميگرديد .

حمّام روزانه

بعد از جارو اگر ( كار خيرى ؟ ) در شب و بعد از سحر انجام گرفته بود كه تقريبا حتى اين كار ميان زن و شوهرهاى پير عجوزه نيز تعطيل‌بردار نميآمد ! بغچه حمام سردستى را كه مخصوص توآب روى بود برداشته خودى به آب حمام يا حوض يا پاشير رسانيده غسل جنابت كه تعلل در آن غضب خدا را به جوش آورده شخص جنب مورد نفرين زمين زير پا و رخت تن و نور آفتاب و جن و انس و ملائك آسمان ميگرديد بجا آورده مراجعت مينمود ، و اگر ظهر مرد و كسى را داشت كه به خانه ميآمد و ميبايد ناهار تهيه بكند به تهيهء غذا برميآمد و اگر حاجت به حمام