بكنند .
پس از اينها منافع بناى اماكن عبادى و عزادارى مسجد و تكيه و حسينيه تا تكيه بستن و دسته راه انداختن و خرج دادن كه مخارجشان بايد در اختيار ايشان گذاشته شود و برگزارى مراسم اموات بزرگان كه پرداختىهاى بانيانشان كلا نزد نقيب جمع شده ، به اجازهى او خرج بشود .
پس از اينها منافع امور اخروى از طرف بانيان ساختن مسجد و حسينيه و تكيه و آبانبار و بستن و پيرايهء آنها و راه انداختن دسته و تعزيه و خرج دادن كه مخارج تماميشان بايد در اختيار آنها گذاشته بشود و برگزارى اموات بزرگان كه زير نظر آنها بوده ، دستگيرى و امور خير از اعانت به فقرا مثل رخت عيد بچهها و لحاف و تشك و خاكه ذغال زمستان و جهاز و خرج عروسى بىسرمايهها كه از طرف ايشان جمع و به تعيين ايشان تهيه و خرج بشود ، كه همگيشان سرانههائى ميآورد . تا رشته پارههاى لباسهاى خود و اهلوعيال كه متبرك و باريكه باريكه ، در مقابل نياز در روزهاى اعياد مذهبى ، مخصوصا عيد غدير به خواهندگان سپرده ميشد كه براى رفع قضا و بلا به مچ دست بسته ، جهت مايه كيسه ته كيسه پول دوخته ، جهت قرب و منزلت لاى پيشينهى قبا بنهند .
الى رياست دراويش و گدايان و قلندران و تعزيهخوانان ، اعم از مجلسى ، تا قهوهخانهاى و دورهگرد كه پرداختىهايشان نظرى ، يا كنتراتى معلوم و توسط تحصيلدارانشان جمع و تسليم بشود .
شهر لا مذهبها !
با خاتمهى مباحث گدا و نقيب مطلبى به خاطر آمد كه نتوانستم از آن صرفنظر بكنم .
چندى پس از خاتمهء جنگ جهانى اول 1918 بازرگانى جهت تجديد و برقرارى رابطه با طرف آلمانىاش به آلمان ميرود و در بين راه خطرى برايش پيش