همگان از آن استقبال كرده آن را نوعى وسيلهى تحكيم ارتباط و دوستى و علاقه بهم ميپذيرفتند و در دستهء دوم اجبارى و غير تمايل و دلخواه كه مردم ، آنهائى را كه با هم كدورت و خصومت و يكى از وظايف بزرگترها نسبت به كوچكترها ، از دوست و قوم و خويش ، تا كدورت سال كهنه ميانشان نمانده باشد ، همراه اطاعت كوچكترها و طرف اختلاف كه پذيرفته و روى هم بوسيده آشتى ميكردند .
زيادتر اين ديد و بازديدها نيز با صرف ناهار و شام توأم ميگرديد كه اگر مهمانان قبل از ظهر رفته بودند موظف و يا بهتر گفته شود مجبور بر اين بودند كه ظهر را هم تشريف داشته باشند و اگر عصر تنگ رفته بودند بايد براى شام بمانند ، چه هردو طرف از معايب و ناشايستگىها ميدانستند كه صاحبخانهاى نزديك ظهر مهمانى به خانهاش پا گذارده ناهار نخورده بيرون رفته باشد و مهمان كه بىوقت آمده رعايت اوقات اياب و ذهاب را ننموده آنگاه به توهين صاحبخانه نيز تن داده از سفرهى او امتناع نمايد و اين بدين صورت بود كه ، يا غذائى آماده « كه معمولا هم در چنين اوقات از صبح آشپزخانهها داير و دود و دمها جهت احتياط به راه ميافتاد » بود و يا چيزى آماده نبود كه بدون تشريفات و تكلف مهمان و ميزبان دست اندر كار تهيهء شام يا ناهار شده با هم به آشپزخانه رفته آنچه مايهاش در خانه بود و زودتر بدست ميآمد تهيه كرده ميان ميگذاردند با تبعيت از اين جمله يا ضرب المثل كه ( مهمون هركى - تو خونه هرچى ) بىتعارف و رودربايستى شده و چه بسيار كه از هم نظر گرفته با تصويب يكدگر فراهم ميساختند و چه زياد كه غذاى بازارى را پسنديده بسا كه خريد و تهيهء آن را خود مهمان به عهده ميگرفت ، كه تمام اين امور صميميت و يگانگى و بىريب و ريائى مردم آن روز را مىرساند به اضافهء آنكه واقعا از اين اياب و ذهابها و زحمت و مشقتها نيز خوشحال شده امتنان مييافتند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص١٠٨