ساعات اول سال نو
از شروط ساعات اول سال نو بود كه اگر تا قبل از ظهر تحويل شده بود مردها به سر كارها يا به دكانهايشان بوده و اگر در خانه بودند به سر كارهايشان بازگشته ساعتى به دادوستد و كسب و كار بنشينند و اگر در شب تحويل شده بود تا دكانشان تاريك و عاطل نمانده باشد از ساعتها جلوتر چراغ آن را روشن گذاشته تا روز بعد كه شب دوم عيد باشد روشن نگاه بدارند و باز مشترى اولشان تفأل و تطيّرى بود كه از آن كسب و كار سال جارى را مقياس ميگرفتند ، به اين ترتيب كه مثلا اگر اول مشترى پرخريد و خوب خريد و نقد خريد و بىآزار و به قول معروف آن روز ( مشترى ) « 60 » بود حمل دادوستد آن سال را بر خير و منفعت و روشنائى ميكردند و اگر مراجعينشان بدخريد و كمخريد و گدافطرت و نسيهبر و به اصطلاح ( زحل ) « 61 » بود آن را نشانهى بد كسبى و رنج و زحمت بيهودهء آن سال و ضرر و خسارت ميديدند ، و زنها كه برنج پاك كرده و يا آرد خمير ميكردند ، به اين حساب كه تا آخر سال دستشان در نعمت و بركت بوده باشد و اولين رفت و آمدشان از اطاق به خارج به طرف مبال ( مستراح ) بود كه آنجا را بهترين و خوشيمنترين اماكن ميدانستند ، چنانچه در خريد كفش و چادر نيز به همين طريق كه اول بايد با آنها به مبال بروند ، در اين اعتقاد كه تا پاره شوند به عروسى و مهمانى و جشن و سرور ميروند . با اين فال و نگرانى دربارهء اول تحويل و سال نو كه اول نفرى كه با آنها برخورد بكند جوان و خوشروى و خوشچهره و خوشزبان ، يا پير و زشت و بدبرخورد و عبوس و بداخم و بيمار و عليل باشد ، كه سالش مطابق آن ميگذرد ، اگرچه مردم نيز خود اين موارد را
هامش
( 60 ) . نظر به ستارهى مشترى كه به ذات سعد و سعادتآور مىباشد .
( 61 ) . نحسترين ستارگان كه به مشتريان بد اطلاق مىشود و اين ضرب المثل كه در كسادى بازار از اثر اين دو ستاره ميآوردند . ( وقتى بازار خراب ميشه - مشترى زحل ميشه ) .