به شهر ميرسيدند و چه تعريفها و توصيفها كه تا روزها از همين سفر يك فرسخه ، از قبيل آنكه در ( آبانبار قاسم خان ) « 27 » چه آب خنكى خورده چه سر و روهائى صفا دادهاند و در « آب متكا » « 28 » چه آبتنىهائى كه كرده در « حسينآباد و بىبى زبيده » « 29 » چه ماست و سرشيرى كه چاشت خوردهاند و در قهوهخانهى امامزاده عبد اللّه چه چائىهاى جانانهاى كه نوشيده خستگى در كردهاند و نقل بسى وقايع كه خوراك و نشخوار تا هفتهى ديگرشان ميگرديد .
اينها افراد و دستهجاتى بودند كه خر را براى يك روز كه در اختيارشان باشد كرايه كرده مسير و قرارى برايشان معلوم شده بايد به صاحبش برگردانند و افرادى كه از « يحيى مردهشو » ى بيرون دروازه فقط براى تا حضرت عبد العظيم اجاره نموده در رسيدن به مقصد تحويل نمايندهى او كه تشكيلاتى مشابه تشكيلات او در شاه عبد العظيم داشت ميدادند و اينها كسانى بودند كه براى اقامت و زيارت چند روزه ، يا رفع خستگى و استخوان سبك كردن و خوشگذرانى آمده نميخواستند خود را اسير الاغ بكنند و تعريف و توصيف آنها كه بمراتب از طبقه اول زيادتر ميگرديد . مانند شكموها كه از گوشت و مرغهاى ارزان و كباب بازارىهائى كه چربيشان چند لا نان را خيس مينمود و خيار و ماست و بادمجانهاى آن تعريف بكنند و اهل عيشها كه از خوشگذرانىها و اهل عبادت از عبادات مثل نمازهاى به فراغت و دعاهاى دلبخواهى كه خوانده ، مخصوصا اگر با فراريان و بستيان ملتجى به حرم و اطراف آن هم برخورد نموده كه ميتوانستند دربارهء هركدام روزها و هفتهها حرف بزنند .
هامش
( 27 ) . آبانبار و سقاخانهاى در يك كيلومترى دروازه حضرت عبد العظيم مشرف به قبرستان آن بنام قبرستان چهارده معصوم .
( 28 ) . آب قناتى نرسيده به سه راه كارخانه سيمان كه به كلفتى متكائى ظاهر ميگرديد .
( 29 ) . صحن و بقعهاى نرسيده به امامزاده عبد اللّه .