تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
عليشا روى درشكه‌چى كنارش كه هردو به فرمان آژان راهنمائى توقف نموده بودند گذاشت چندان از اين كلمات بارش نمود كه راننده‌ى اتوبوس با همه‌ى هممسلكى ترجيح داد از فرمان آژان سرپيچى و از دستش فرار بكند ! ! به هر حالت خانه‌هاى اين محله به سه قسمت تقسيم ميشدند . خانه‌هاى شمال و كوچه‌هاى منشعب آن ، مخصوص خانه‌ها و خانم‌هاى درجه اول گرانبها با نرخ « سيگارى » « 50 » سه قران كه همواره خانه‌هايش مملو از جمعيت و خانمهايش به زحمت بدست ميآمد و قسمت وسط كه از دو طرف ، يعنى از كوچهء قنات و كوچه‌هاى محاذى و شمال و جنوبى آن تشكيل ميشدند طفيل خانه‌ها و خانمهاى متوسط كه غالبا زنهايش از اول غروب در آستانه‌ى خانه‌هايشان نشسته مشتريان را با خودنمائى و برداشتن كلاه و كتشان از دوش و گريختن به درون به داخل ميكشيدند با زنان بددهن دريده مخصوص لش و لات‌هاى خال كوبيده و خانه‌هاى جنوبى ، خاص زنان وامانده جامانده‌ى پير و عليل و از كارافتاده و واخورده‌ى خانه‌هاى اول و دوم كه با نرخ‌هاى بسيار نازل از قرار يكقران و پانزده شاهى و ده شاهى كار راه‌اندازى ميكردند .

آفتاب مهتاب

با رواج بيحد و حصر فحشا و خانه‌هاى شهرنو بود كه زنى هم بنام آفتاب خانه‌اى در كنار خندق بيرون دروازه قنات‌آباد « انتهاى خيابان مولوى غربى فعلى » داير كرد كه با بر و روى زيبا و شكل و شمايل دلفريب در اندك زمانى غوغائى بر پا نموده پير و جوان شهر را به طرف خود كشانيد و بتأسى از او زنى ديگر با اسم مهتاب خانه‌اى ديگر نزديك او داير كرده به رقابت با آفتاب برآمد . آرايش او چنين بود كه نيمتاجى مكلل بر طرف گيسوان نهاده توسينه‌اى خورشيدى از
هامش
( 50 ) . بغل‌خوابى زن ، در مقابل ( چپق ) كه مربوط به پسر ميگرديد .