قزوين در اوائل خيابان جمشيد و كوچههاى منشعب از آن قرار گرفته بود تا خيابان مخصوص كه اندكاندك به كلبههاى محقر و زنان بد سر و وضع ارزان قيمت روستائى ميرسيد و كوچههاى قنات و زيردست آنكه زنان متوسط ارزانبهاتر در آن گرد آمده تا به آخر آن يعنى جنوب محله كه به دخمههاى خشت و گلى و اطاقهاى كاهگلى و زنهاى مفلوك پير و معيوب شل و كور اشمئاز ( اشمئزاز ) آور ميرسيد كه از سر كورهها و داخل غارهاى خندقها و خانههاى محلات صابونپزخانه و چاله سيلابى ، امثال آن بدانجا رانده شده با بهاى ده پانزده شاهى ( نيم ريال و سه چهارم ريال ) و كمتر عرضه ميشدند كه لزوما به شرح وسيعتر آن ميپردازيم .
اين محله كه قبل از اين از محلات متروك و فقط مخصوص به آن بود كه گاهى چند تنى بدان راه برده با پرداخت در باغىاى يكى دو ساعتى را در يكى از باغات آن بگذرانند و جز يكى دو دكهى محقر بقالى نداشت با ورود فواحش به آن كمكم صاحب رونق و كسبهاى شده در اندك زمان از هر صنف و طبقه بدان روآور گرديدند كه از آن جمله بودند سرمايهدارانى مانند حاجى شعبان ( شعبان سالكى ) و حاجى افندى كه خانهها و دكاكينى در آن بنا كرده در اختيار كسبه و خانهدارها نهاده خود به نزول پول دادن و مانند آن به خانمها پرداختند و كسبهاى ديگر مانند عطارى و بقالى و قصابى و نانوائى و پزنده و قهوهچى و خرازىفروشى و لحاف تشكى و بزاز و خياط و عرقفروشى و شيرهخانهدار و قمارخانهدار و عزبخانهدار « 19 » و امثال آنكه در آن بوجود آمدند و پيره روسپىهائى كه خانههائى در آن به اختيار آورده به خانهدارى پرداخته ، زنان بىخانمان ولگردى كه مأمنى يافته آن را پناهگاه خود گردانيدند و لشها و باجبگيرها و دلالان و پااندازانى كه آن را بهترين محل كار و عوايد دانسته بدان
هامش
( 19 ) . خانههائى كه در آن زن و پسر ببرند .