تهران معروف به اداره گمرك « 18 » و از شهرهاى اقمارى خارج از محدوده آن زمان بود و جهت آب فراوان آنكه از قناتهاى اكبرآباد باغشاه و خود باغشاه و قناتهاى شمالى مشروب ميگرديد باغات بسيار وسيع و منظرهاى عالى و كموبيش ساختمانهائى روستائى در آن بوجود آمده خلوتگاه عشاق گرديده بود ، در زمان حكومت سيد ضياء الدين در زمرهء احكام ديگر آن حكومت به محل اجتماع فواحش و زنان هرزه درآمد كه جميع آنها را از داخل شهر و كوچه قجرها ( كوچه آبشار ) و چالهسيلابى ( كوچههاى جنوبى شهر ) و سر قبر آقا ( باغ فردوس خيابان مولوى ) و داخل گودها و خندقها بدانجا انتقال داده براى جلوگيرى نفوذ ايشان در شهر و تردد و اجتماع آنان با مردم غدغن اكيد كرده جرائم سنگين وضع نموده كميسرىاى ( كلانترى ) همانجا براى تمشيت و نظم آن برقرار داشته اهل لذت را احاله بدان محل فرمود ، علاوه بر نظارت نظافت و سلامت و اماكن و كسبه و سوداگران و ديگر دستاندركارهاى آنكه رعايت كامل حال مراجعان به عمل آمده باشد اضافه بر تقرير نرخ معين جهت تاكس خانمها كه براى هر تمتع سه قران ( سه ريال ) و براى يك شب تا صبح با يك زن خفتن دوازده قران و تعيين نقاهتخانه ( درمانگاه - اندرزگاه ) جهت بيماران و مبتلايان و معاينهى هفتگى زنان و صدور جواز و ديگر شرايط كه آن محل را يكسره با ديگر مردم و حوائجش از شهر و سكنه آن جدا گردانيد كه از عصر تنگ و آفتاب زردى كمكم مردم عياش شهرى با درشكه و يابو و الاغ و اسب بدان رو آورده رحل اقامت ميافكندند .
مرغوبترين خانههاى آن در قسمت شمالى او يعنى حدود جنوبى خيابان
هامش
( 18 ) . ساختمانى انبار مانند با طاقهائى گنبدى و سردرى وسيع آجرى بنام ( اداره گمرك ) كه تا قبل از آن گمرك ايران و بارهاى گمركى در آن وارد ميگرديد و اين محل بنام آن شناخته ميآمد .