تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
عملشان درست انجام شده فايده مىرساند كه كوك‌ها يا بخيه‌هاى آخر آن حتما ميان نماز ظهر و لا اقل تا عصر به اتمام رسيده به مغرب و تاريكى شب نكشيده باشد و بلافاصله پيراهن‌ها را كه معمولا جهت بخت و طالع و شوهر و وصال معشوق و مانند آن بود ، پوشيده ، كيسه‌ها را كه جهت بركت جيب و غنى شدن بود ، سكّه‌ئى در آسترش دوخته ، در جيب ميگذاشتند و دستمال‌ها كه براى عزّت و آبرو و زيادتر آنها دستمال شب ! بود و براى شيرين شدن به ذائقه شوهر يا مطلوب دوخته شده بود ، از زير چادر « به خود » ماليده دو ركعت نماز حاجت با آن به جا مىآوردند و با اين ترتيب عمل پيراهن و دوختنىهاى مراد به پايان مىرسيد .

شب اول ماه

غروب شب اوّل ماه شوّال ، باز از ساعت‌هاى پر جنب و جوش ماه رمضان به حساب مىآمد كه اگر ماه از سى كمتر بود و تقويم‌ها ، آن را بيست و نه روز گفته بودند از هنگام آفتاب زردى تا يكساعت از شب رفته روى بام‌ها و گل‌دسته‌ها و بلندىها ، سر به سوى جنوب غربى آسمان كرده ، به دنبال ماه مىگشتند كه اين ماه ديدن نيز بايد با مشاهدهء جماعت و چند عادل محلّ انجام گرفته باشد كه باز اين نيز از دو حالت خارج نمىتوانست باشد ، كه يا ماه را اجماع ديده ، فردا را عيد مىگرفتند و يا اختلاف تقاويم و ابر و مه و بارندگى مانع رؤيت آن شده موكول به رسيدن خبر و تلگراف از كربلا و نجف ميگرديد كه سحر را باز برخاسته نيت روزه مىكردند و چنانچه خبرى نرسيده بود ، خود تلگراف به علماى اعلام اعتاب مقدّسه كرده ، استفسار و كسب تكليف مىكردند . « 10 » هم‌چنين باز پر بودن ماه و سى روز بودن آن نيز بىحرف و سخنى
هامش
( 10 ) . از ماه‌هاى پرعزت و آبرو را ماه شوال ميگفتند كه همه عقبش ميگردند ، و درباره -