ميان خود و زن و بچه ، دستگردان « 12 » كرده به مصرف مىرساند و اگر مستحق ، مردى بىكس و بىاهل و عيال بود ، از دست راست به دست چپ خود داده ، دو مرتبه از دست چپ خود گرفته ، خويش را برى الذمّه مينمود .
نماز عيد چنان بود كه مأمومين هر امام جماعت ، از اول آفتاب روز عيد ، پاى برهنه ، به در خانهء او جمع شده به تكبير و ذكر اللّه و اكبر و الحمد و للّه كثيرا مىپرداختند و اين چنان بود كه مكبّرى « 13 » اللّه اكبر گفته ، ديگران نيز ، اللّه اكبر مىگفتند و پس از هر چهار اللّه اكبر ، يك بار ( اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر ، و للّه الحمد على ما هدانا و له الشكر ، على ما اولينا ) مىگفتند و اين كلمات را با هروله « 14 » كردن و خود جنبانيدن ، تكرار مىكردند تا ( آقا ) يعنى امام لباس پوشيده و آماده شده با تحت الحنك آويخته از منزل بيرون بيايد و از شرايط آقا ( امام ) نيز آن بود كه از اين زمان عمامه از سر برداشته ، پاها را برهنه كرده ، متذكّر به اذكار مذكور بوده باشد و قبل از آن يعنى بعد از نماز صبح هم كه بايد عدهاى آقا را به حمام برده دست و پا و ريش و سبيلش را حنا ببندند و موقع بيرون آمدن از خانه خنجرى به پرشال يا شمشيرى از روى عبا مانند كسى كه به جنگ يا جهاد ميرود حمايلش باشد و طرز حركتش هم به طرف مصلّا ، شتابزده و چالاك و شتابان بود و بقيه كه دنبالش ميدويدند و به اين صورت آقا از جلو و متعاقبان ذكرگويان و تكبيرگويان به راه افتاده به خارج شهر ، در محلى كه سقف و سبات نداشته باشد مىرفتند « 15 » و نماز عيد را به جا آورده « 16 » ،
هامش
( 12 ) . از دستى به دستى دادن و دوباره برگرداندن .
( 13 ) . تكبيرگوينده ، گويندهء اللّه اكبر ( اذان ) .
( 14 ) . جست جست و با التهاب راه رفتن .
( 15 ) . از شرايط نماز عيد فطر است كه بايد در بيابان يا جائى بىسقف يا صحن مسجد انجام گيرد و بر زمين ( و بدون مهر ) سجود بكنند .
( 16 ) . شرح آن در رسالهها آمده است .