نمىتوانست باشد كه بعضى ماه را باريك ديده ، شب اول ماه و بعضى ماه دوشبه دانسته روز سىام را روز عيد دانسته در شك و ترديد حرام و حلال ، روزهء آن روز مىافتادند ، كه آن را نيز لازم مىآمد تا از خارج تحقيق و استعلام بكنند .
فطريه - نماز عيد
در آخر فطريه و نماز عيد فطر و افطار بود كه قبل از افطار شب اوّل ماه بايد هركس فطريهء خود را كه يك من نان گندم . جو . برنج « آنچه كه خود مصرف مينمود » به مستحق رسانيده يا معادل قيمتش پول پرداخته ، يا از مال خود جدا كرده كنار بگذارد و اين نيز به اين صورتها انجام مىگرفت كه هرآينه دسترسى به مستحق منظور نبود ، فطريه را كه اگر گندم بود ، براى هر نفر ، شش عباسى ( يك ريال و دو دهم ريال ) و اگر جو بود ، چهار عباسى و اگر برنج بود ، دو قران ( دو ريال ) تا دو قران و نيم كنار گذارده يا اگر پول موجود نبود از اشياء غيرضرورى اتاق چيزى مانند : لاله . جار « 11 » . كاسه بشقاب و غيره را نيت كرده ، پيش خود گرو مىگذاشتند و پس از پرداخت فطريه كه در اولين فرصت بايد انجام مىگرفت ، از گرو خارج مىساختند . اين فطريه در درجهء اوّل به فاميل مستحق و بعد به همسايهء مستحق و آشناى مستحق و بعد از آنها به مستحق شرعى كه كور و كر و ناقص العضو باشد تعلق مىگرفت و هرآينه فطريهدهنده خود مستحق شرعى و عرفى بود و قادر به پرداخت نبود نقد و جنس فطريهء خويش را
هامش
جاسنگينى به كوچكترها اين يكى از دستورات بود كه آنقدر دير جائى برويد تا مثل ماه شوال عقبتان بگردند و كسى را كه ميخواستند بگويند دير پيدائى ! ميگفتند : خانم ! يا مثلا آقا ! ماه شوال شدهاى ؟ يا مثل ماه شوال بايد تو آسمونا پيدات كرد . يا مثل ماه شوال دير در بيا تا عزيز باشى .
( 11 ) . چراغهاى سقفى پايهبلند مرمرى لوله حبابدار نفتسوز .